
کودک ایرانی و آینده دیجیتال؛ رگولاتوری باید فرصت بسازد، نه فقط محدودیت
محبعلی، فعال حوزه روابط عمومی، در یادداشت خود تاکید میکند رگولاتوری حوزه اینترنت کودکان نباید محدودکننده باشد بلکه توانمندسازی دیجیتال آنها را هم فراهم کند.
سهاب محبعلی، فعال حوزه روابط عمومی، در یادداشتی که برای دیجیاتو نوشته، تاکید میکند که رگولاتوری حوزه اینترنت کودکان باید از رویکرد صرفاً محدودکننده فراتر برود و همزمان با حفاظت از کودکان، فرصت دسترسی و توانمندسازی دیجیتال آنها را نیز فراهم کند.
وقتی درباره اینترنت کودکان صحبت میکنیم، معمولاً اولین پرسشی که مطرح میشود این است: «چگونه باید از کودکان در برابر اینترنت محافظت کنیم؟» این پرسش مهم است، اما به نظر میرسد امروز دیگر کافی نیست. در جهانی که هوش مصنوعی، آموزش، کار، ارتباطات و حتی شیوه یادگیری انسانها را دگرگون میکند، پرسش بزرگتر این است: «چگونه باید کودکان را برای زندگی در این جهان آماده کنیم؟»
کودک امروز فقط یک کاربر اینترنت نیست؛ او شهروند آینده یک جامعه دیجیتال است. تصمیمهایی که امروز درباره دسترسی او به فناوری، آموزش دیجیتال و ابزارهای هوش مصنوعی میگیریم، در واقع درباره کیفیت سرمایه انسانی فردا تصمیمگیری میکنیم.
نگاه محدودکننده به اینترنت کودک، اگرچه از دغدغه حفاظت از کودک آغاز میشود، اما اگر به سیاست غالب تبدیل شود، ممکن است ما را از بخش مهم دیگری از مسئله دور کند: فرصت. کودکی که از فناوری محروم میشود، فقط یک ابزار دیجیتال را از دست نمیدهد؛ ممکن است بخشی از فرصتهای یادگیری، خلاقیت و رقابت در آینده را نیز از دست بدهد.
مسئله اصلی این نیست که آیا کودکان باید در فضای آنلاین محدودیت داشته باشند یا نه. طبیعی است که کودک به دلیل ویژگیهای سنی و رشدی خود نیازمند حمایتهای ویژه است. موضوع مهم این است که میان «حفاظت» و «محرومیت» تفاوت قائل شویم. حفاظت یعنی ایجاد محیطی امنتر برای حضور کودک؛ اما محرومیت یعنی بستن مسیرهایی که میتوانند به رشد و توانمندسازی او کمک کنند.
در عصر هوش مصنوعی، شکاف دیجیتال میتواند شکل جدیدی پیدا کند. در گذشته، تفاوت دسترسی به اینترنت یا ابزارهای دیجیتال یک نابرابری مهم بود؛ اما امروز ممکن است تفاوت میان کودکانی که امکان استفاده از هوش مصنوعی برای یادگیری و خلاقیت دارند و کودکانی که از این فرصت بیبهرهاند، به یکی از جدیترین شکافهای اجتماعی تبدیل شود.
اینجاست که نقش رگولاتوری اهمیت پیدا میکند. تنظیمگری هوشمند نباید به معنای حذف مسئله از طریق محدودسازی باشد. رگولاتوری باید قواعد بازی را مشخص کند: چگونه از دادههای کودکان محافظت شود، پلتفرمها چه مسئولیتی داشته باشند، چه استانداردهایی برای خدمات دیجیتال کودک لازم است و چگونه میتوان همزمان امنیت و نوآوری را تقویت کرد.
جامعه از رگولاتور انتظار دارد که نگاه خود را از «مدیریت تهدید» به «ساخت فرصت» گسترش دهد. دولت باید زیرساخت ایجاد کند، دسترسی عادلانه را دنبال کند، سواد دیجیتال و هوش مصنوعی را در نظام آموزشی جدی بگیرد و به بخش خصوصی و دانشگاهها اجازه دهد در حل این مسئله نقشآفرینی کنند.
نمیتوان مسئولیت آینده دیجیتال کودکان را فقط بر دوش خانوادهها گذاشت. همه خانوادهها امکان مالی، دانش یا دسترسی یکسان ندارند. اگر سیاستگذاری به شکلی باشد که فرصتهای دیجیتال تنها در اختیار گروهی خاص قرار گیرد، عملاً نابرابری موجود را بازتولید کردهایم.
کودک ایرانی باید هم از آسیبهای فضای دیجیتال محافظت شود و هم فرصت حضور در آن را داشته باشد. این دو هدف نهتنها در تضاد نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند.
امروز مسئله اینترنت کودک، صرفاً مسئله یک فناوری یا یک سرویس آنلاین نیست؛ مسئله عدالت در دسترسی به آینده است. اگر قرار است هوش مصنوعی به ابزاری برای توسعه تبدیل شود، باید از همین امروز اطمینان حاصل کنیم که هیچ کودکی صرفاً به دلیل محل تولد یا شرایط اقتصادی خانوادهاش از این آینده کنار گذاشته نمیشود.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.