نامه سرگشاده بنیانگذار چارگون به حکیم جوادی: سکوت نصر به معنی پذیرش سقوط صنعت است
طبری: با توجه به ابعاد فاجعهبار این قطعی دوازده روزه، سازمان نظام صنفی دیگر نمیتواند در موضع انفعال باقی بماند
«شاهین طبری»، کارآفرین و عضو سابق هیئت مدیره سازمان نظام صنفی رایانهای تهران، در نامهای سرگشاده به رییس نصر کشور، نسبت به «سکوت» این نهاد صنفی در قبال بحران دوازده روزه قطع اینترنت واکنش نشان داد. او با هشدار درباره «سقوط کسبوکارها» و دریافت «ضربات جبرانناپذیر» توسط اقتصاد دیجیتال، خواستار اقدام فوری برای شفافسازی و جبران خسارت شد.
به گزارش دیجیاتو، شاهین طبری در این نامه خطاب به علی حکیم جوادی، توضیح داده که قطع طولانی مدت اینترنت چگونه بر امنیت ذهنی نیروی انسانی و روابط آنها اثر منفی میگذارد و موجب بحران هزینهها در کسبوکارها میشود.
در بخشی از این نامه خطاب به «علی حکیمجوادی» آمده است: «در شرایطی که کسبوکارها در معرض سقوط هستند و سرمایه انسانی ما نگران آینده است، سکوت صنف به منزله تأیید وضعیت موجود است.»
طبری که بنیانگذار شرکت چارگون است، تأکید کرد سازمان نظام صنفی به عنوان «صدای رسمی این صنعت» نمیتواند در موضع انفعال باقی بماند و باید فوراً برای برآورد خسارتهای گسترده و چانهزنی با نهادهای تصمیمگیرنده وارد عمل شود.
متن کامل نامه شاهین طبری به علی حکیمجوادی، به این شرح است:
«این نامه را در شرایطی مینویسم که دوازده روز از خاموشی کامل اینترنت بینالمللی گذشته و پیامرسانهای داخلی کمکم در حال بازگشت و فعال شدن هستند. این در حالی است که در این مدت، بسیاری از کسبوکارهای خرد و کلان به سرعت به لبه پرتگاه سقوط نزدیک شدهاند و در حال حاضر پیکر بیجان اقتصاد دیجیتال، ساعت به ساعت ضربات جبرانناپذیری میخورد!
شاید بسیاری از همکاران سابق و دوستانتان در دولت فکر کنند که قطعی اینترنت جهانی، منافعی برای سرویسهای داخلی دارد؛ همانطور که در برخی رسانههای دولتی بر افزایش کاربری سرویسهایی مثل پیامرسانهای داخلی و آماری از این دست تأکید شده است. اما آنچه ما میبینیم این است که کسبوکارهایی مانند فیلیمو، دیوار، دیجیکالا و... بارها و بارها اسیر موانع داخلی از قبیل تیغ سانسور، قطعی سرویس، خلأ قانون و محدودیت یا عدم فعالیت شدهاند.
تجربه ما در آوات چارگون در روزهای قطعی اینترنت در روزهای جنگ 12 روزه نشان داد که میتوانیم مسئله ارتباطات درون سازمان و تعاملات دورکاری تیمها را به شکلی پایدار حل کنیم؛ اما واقعیت این است که در بلندمدت، هیچکدام از سرویسدهندههای داخلی بدون استفاده از زیرساختهای جهانی پاسخ جامعی برای نیاز کاربران نیستند.
در بحران جاری قطع ارتباطات و اینترنت و تبعات آن برای اقتصاد دیجیتال، حداقل در حوزه کاری چارگون به عنوان شریک اصلی فناوری زیرساختهای کشور در حوزههای سلامت، پولی-مالی و حوزههای راهبردی مختلف، این سه مشکل اساسی پیش رویمان قرار دارد:
۱. امنیت ذهنی و آینده نیروی انسانی
رئیس محترم سازمان نظام صنفی رایانهای! در این شرایط که کسبوکارها در معرض سقوط هستند و سرمایه انسانی ما نگران آینده است، سکوت صنف به منزله تأیید وضعیت موجود است. سؤال مستقیم من از شما این است: در این وضعیت بحرانی، چه تدبیری برای امنیت ذهنی مدیران، کارمندان و جوانان این صنعت اندیشیدهاید؟ راه پیشرفت و اقتدار کشور، از مسیر تعامل فعال و هوشمندانه با جهان فناوری و حمایت از نخبگان داخلی میگذرد، نه از طریق انزوا و قطع ارتباط. اعلام وضعیت شبیه به حکومت نظامی در فضای مجازی و قطع کامل ارتباطات جهانی، باید آخرین اقدام دفاعی باشد.
۲. مرگ ارتباط H2H
چندی پیش ما در چارگون با شعار ارتباط انسان به انسان، ریبرند موفقی را پشت سر گذاشتیم. تجربه موفق ما بر این اساس بود که باید به شکلی انسانیتر و نزدیکتر با سازمانهای کلان، بزرگ، متوسط و کوچک ارتباط برقرار کنیم. هزینه زیادی در این زمینه کردیم و تا همین 12 روز قبل به شکل خوبی در مسیری که در تلاش بودیم، پیش میرفتیم که به یکباره خودمان را در یک بنبست ارتباطی پیدا کردیم. با ادامه قطعی اینترنت و عدم تداوم ارتباطی که امکانپذیر نیست، از کدام انسان به انسان میتوانیم صحبت کنیم و از H2H بگوییم؟ بعد از این همه هزینه برای ریبرندینگ، عملاً با این قطعی اینترنت، زیر پای ما کشیده شده است.
۳. توقف اطلاعرسانی و بحران هزینهها
با شرایط این روزها که از حداقل امکان ارتباطی که مانند آب و برق حیاتی است، محرومیم، اجازه دهید به عنوان یک مدیر کسبوکار بزرگ، به هیچوجه نتوانم نه از موفقیت، نه از ادامه مسیر و نه حتی از واژهای به نام «امید» نه با همکارانم و نه با جوانان صحبت کنم. ما به عنوان یکی از بزرگترین سرویسدهندهها به نهادهای مختلف دولتی و خصوصی کشور، در روزهای پایانی سال، همانند تمامی کسبوکارهای فناوری اطلاعات این کشور، قربانی اول و آخر موضوع قطعی اینترنت شدهایم و با این شرایط، با هزینههای هنگفت مالیات آخر سال چطور باید دستوپنجه نرم کنیم؟
سازمان نظام صنفی رایانهای به عنوان نهاد نمایندگی این صنعت، موظف است پیشگام باشد و برای خروج از این وضعیت، اقدام فوری کند.
شفافسازی و جبران خسارت
با توجه به ابعاد فاجعهبار این قطعی دوازده روزه (تا به امروز که متأسفانه افقی برای رفع آن متصور نیستیم) بر اکوسیستم دیجیتال کشور، سازمان نظام صنفی دیگر نمیتواند در موضع انفعال باقی بماند. این سازمان موظف است به عنوان صدای رسمی این صنعت، مسئولیت نمایندگی خود را در این بحران به شکلی قاطعانه ایفا کند.
ما خواستاریم که سازمان نصر فوراً وارد عمل شده و یک فرآیند شفافسازی جامع برای برآورد خسارتهای وارده به کسبوکارهای حوزه فناوری اطلاعات در این ۱۲ روز آغاز کند. این برآورد باید شامل تحلیل دقیق تأثیرات اقتصادی، از دست رفتن بازارهای داخلی و بینالمللی، هزینههای نیروی انسانی معطلمانده و خسارات ناشی از توقف قراردادها باشد. سازمان نصر باید این دادههای مستند را به عنوان قدرت چانهزنی خود، به نهادهای تصمیمگیرنده ارائه دهد و برای جبران حداقلی این خسارات و تضمین عدم تکرار این قطعیهای ناگهانی، اقدام عینی صورت دهد.
سکوت یا عملکرد ضعیف در این مقطع و عدم شفافسازی هزینههای واقعی شرایط کنونی برای اقتصاد کشور، به معنای پذیرش انزوا و سقوط صنعت خواهد بود، نه حفظ اقتدار.»
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
تا قبل این اتفاق به فکر موندن در کشور و تلاش برای رشدش بودیم ، چاره ای جز مهاجرت به هر طریقی نزاشتید برامون متاسفانه 👌
رئیس نصر چیه؟ نصر خودش چیه اصن؟ چرا این همه سازمان و عناوین هست؟!
واقعا جاهای دیگه دنیام مردم با همچین چیزهایی درگیرند؟ یا نه فقط اینترنت دارند و دارن استفاده میکنند.
نصر = نظام صنفی رایانه ای
شما بهترین زیر ساخت تکنولوژی کاتینگ اج اینرتنت دنیا رو هم در اختیار کسب کار ها صنعتت بزاری اما ملت نادیده بگیری محکوم به شکستی چون مشتری اصلی همون مردمی هستن که اصلا حال روزگار خوبی از هزار یک بحران تولید شده شما ندارن که یکیش حالا اینترنت هست شما ادامه بده به ارائه اینترنت به اشخاص شرکت های خاص وقتی حال مشتری هات که مردم عادی هستن خراب هست من خودم صاحب شرکت بازرگانی هستم اما در این زمان به همه توصیه میکنم تا زمانی که حق همه مردم یعنی دسترسی ازاد به اینترنت به قبل از 18 دی برنگرده هیچ اقدامی به خرید هیچ کالایی از هیچ فروشگاهی که ضروری و حیاتی نیست نکنن غیر از خورد خوراک خودتون هیچ هزینه ای برای هیچ چیز دیگه ای پرداخت نکنید قدرت همیشه دست مردم عادی هست همون مصرف کننده ها تا زمانی که تمام مردم کشور دسترسی به اینترنت ازاد نداشته باشن نه مشتری کسب کار شما هستن نه رغبتی برای خرید کالایی دارن و نه خرید سرویس یا کالا دیگه در اولویتشون هست حالا شما رجیستری ایفونت رو بزار 500 میلیون اینترنت هم بده به دور بریای خودت بشین به امید اینکه ملت پولی بریزن تو جیبت این زنجیرست و راس اول و مهم ترین بخش این زنجیره هم شرایط و حال خوب مردم عادی هست ادم زمانی که مریض هست نه به فکر خرید گوشی موبایله نه لپتاپ نه ماشین نه خونه نه هیچ چیز دیگه ای تنها فکر ذکرش اینه که زودتر خوب شم
پیام رسان داخلی پشیزی برای ما ارزش و کاربرد ندارد، بود و نبود اونها کاملا بی ارزش و بی اهمیته
دیگه نمیدونم چیکار کنم تو این وضعیت
چی بنویسم ، دیگه کلمات ، یکدرصد حرفای دلمو نمیتونه بیان کنه
یادمه دو هفته پیش، تو فکر این بودم که ما تو چه وضعیت بدی داریم ادامه میدیم. این همه گرونی بی حساب، اتفاقاتی که پشت سر هم میفته و جنگ و... ، ولی این وسط ما خیلی سخت تر از بقیه دنیا سعی کردیم زنده بمونیم و نذاریم کلمه "امید" همون یک ذره معنایی که براش مونده بود رو هم از دست بده.
و واقعا فکر نمیکردم، یه روز خیلی نزدیک قراره چند تا آهنگ تکراری که از قبل دانلود داشتم رو پشت سر هم گوش بدم و روزانه چند ساعت تلاش کنم برای وصل شدن اینترنت؛ در نهایت شکست بخورم و بپذیرم که راهی برای وصل شدن نیست؛ با قطعی ها کنار بیام و کارمو به سختی و بدون دسترسی به منابع جهانی جلو ببرم.
شب برم خونه، یه کم دیگه تلاش کنم که وصل شم، باز هم شکست بخورم و به جای دیدن یوتیوب و چندتا محتوای به درد بخور، هاردمو وصل کنم به سیستمم و سریالایی که قبلا دیدم رو باز هم ببینم.
تمام برنامه هایی که به سختی جلو میرفت، دیگه کلا جلو نمیره.
به طور اجباری به کره شمالی مهاجرت کردیم. و الان مطمئنم تنها نیستم، و درصد زیادی از مردم تصمیمشون برای مهاجرت 100% شده. مهاجرت از جایی که دیگه بوی وطن نمیده.
یه چیزی که طی تمام اتفاقات این مدت برام جالب بود یک طرفه بودن تمام نامه ها پیام ها و سخنرانی ها و توصیه ها بود. مثلا ایشون چنین نامه ای زدن و جوابش چی شد نمیدونیم. رئیس جمهور تاکید کرد سریع تر اینترنت وصل بشه و جوابش چی شد نمیدونیم. اینترنت ضرر های جبران ناپذیری به کشور زد و جوابش چی شد نمیدونیم. منظورم اینه اصلا انگار مثل ما همه اعضای دولت دارن زیر یه اتفاقی کامنتاشونو میگن فقط نه جوابی درکاره نه تاثیری نه تغییری. مثلا یکی میاد میگه تا اخر هفته اینترنت وصل میشه مثلا یکی نفر اونجا نیست ازش بپرسه اخر هفته یعنی چه روزی؟ چه ساعتی؟ چرا اخر هفته چرا امروز نه؟ تا اخر هفته قراره چی بشه که میگین اخر هفته؟ اصلی از کجا میدونین قراره وصل بشه اگه انقد مطمعنین خب همه باید هم نظر بگن اخر هفته دیگه نمیشه یکی بیاد بگه اخر هفته یکی بگه تا سه شنبه یکی بگه طی هفته های آینده تصمیم میگیریم که.اصلا اینترنتو وصل میکنیم یعنی چی قراره برگردیم به حالت قبل یا حالت بدون فیلتر که قولشو داده بودن یا حالتی که الانم دارن میگن وصله منظورشون دقیقا کدوم حالت وصل بودنه.
اصلا نمیتونم خیلی اتفاقاتو درک کنم. کلی سوال دارم و انگار داخل یه بازی یا فیلم گیر کردم که وسطش هزارتا سوال برات پیش میاد که از فیلمنامه نویس و کارگردان لجت میگیره و میگی اخه چرا اینکارو نکرد چرا این حرفو نزد ولی مجبوری همینطوری قبولش کنی و ادامه بدی ببینی تهش چی میشه.
نمیدونم شایدم قطعش کنمو دیگه ادامه ندم. بعضی وقتا به خاموش کردنش فکر میکنم
چون دولت کاره ای نیست
اشخاص دیگه ای برای بقاشون تصمیم میگیرن
و اصن به پیامدشم فکر نمیکنن
صرفا مثه خرچنگ سفت چسبیدن به مملکت
ای کاش میشد از ایران بریم ای کاش عمرمون همینجا تموم میشد ای کاش کاش کاش ...
تا نت وصل شه میرم سراغ یه کار درست و حسابی یه غلطی میکنم یه پولی دستم بیاد از این خراب شده برم بیرون دیگه نمیکشم من توی این سن تو یه کشور عادی باید دغدغه ام این باشه که تا یه سال دیگه یه ماشین خوب بخرم نه اینکه اینترنت کی وصل میش قیمت و مرغ و تخم مرغ و روغن و دلار و این مزخرفات چقد زیاد میشه خسته شدم دیگه
به خدا من همینجوریش هم دیگه نمیدونسم باید چجوری و بر چه اساسی قیمت بدم به مشتری. انقدر سرعت تورم بالاست که من همیشه عقبم. هرچی بیستر کار کردم بی پول تر شدم و نهایتا هم قطع اینترنت و از دست رفتن یه فرصت کاری خیلی خوب که با زحمت زیاد بدست اوره بودم. پول مهاجرت هم دیگه نداریم با این قیمت دلار. فقط باید یه کوله پشتی برداریم مث سوری های ده سال پیش که پیاده رفتن اروپا.
بدیش اینه بحث راضی شدن به کم هم نیست. به فرض یه نفر اصن راضی شه به پای مرغ خوردن برای باقی عمرش. یه هفته بعد همون پای مرغ ثابت نمیمونه که طرف از این یه نظر خیالش راحت باشه. فقط باید رفت.
دوس دارم برم یه گوشه از ته دلم داد بزنم
مساله فقط قطعی اینترنت نیست. حس تحقیر شدیدیه که مجبورم تحمل کنم هرجور دلشون بخواد باهامون رفتار میکنن. حقوق شهروندی و حق آزادی براشون به شوخی شبیهه.
خودشون با خط سفید توییت میکنن و ما رو به بهونه امنیت مجبور به تحمل میکنن همونطور که سالهاست دغدغه گوشت و مرغ و کرایه خونه و غیره ندارن ولی ما رو توصیه به مقاومت میکنن
از صبح که بیدار میشم انگار چشم تو جهنم باز میکنم
عجب روزای سیاهی