افزایش یا کاهش طول عمر انسان؛ به کدام سمت پیش می رویم؟
تا به حال برای شما این پرسش پیش آمده که قدیمی ها بیشتر زندگی می کردند یا ما؟ با پیرمردها که به پای صحبت می نشینیم جمله «جوان هم جوان های قدیم» را محال است ...
تا به حال برای شما این پرسش پیش آمده که قدیمی ها بیشتر زندگی می کردند یا ما؟ با پیرمردها که به پای صحبت می نشینیم جمله «جوان هم جوان های قدیم» را محال است نگویند. معتقد بودند که غذای سالم می خوردند و هوای پاک داشتند.
در نقطه مقابل، این روزها ما به غذاهایی کم کالری، پر از طعم دهنده و چربی های مضر روی آورده ایم و هوا را هم که هیچ. آیا این موضوعات سبب شده که ما عمر کمتری در قیاس با کسانی که 50 سال پیش می زیستند داشته باشیم؟
سرطان بیش از قبل شایع شده و انسان ها را در سنی پایین از پای در می آورد، بیماری های فراگیر و کشنده هم به هیچ کس رحمی ندارند و هر کسی را ممکن است از لبه تیغ خود بگذرانند. با این حال، ما خاطرات کباب های خوش مزه، خورش های پر از روغن سالم و زندگی شاد گذشته را از خاطرات پدربزرگ ها و مادربزرگ ها به یاد داریم.
اگر بخواهیم به این ادعای قدیمی ها پاسخی منطقی بدهیم، باید در ابتدا با دو مفهوم «طول عمر» و «امید به زندگی» آشنا شویم و آن ها را در مقام آمار رسمی منتشر شده از سوی سازمان جهانی بهداشت (WHO)، سازمان ملل (UN) و مرکز کنترل بیماری ها (CDC) مقایسه کنیم.
امید به زندگی یعنی میانگین عمر یک جمعیت کامل که آمار مرگ و میر در آن در نظر گرفته می شود. اما طول عمر میزان واقعی طول عمر یک شخص است. در حالی که هر دو عبارت بسیار سر راست و ساده هستند اما عدم وجود داده های تاریخی، اندازه گیری طول عمر انسان در گذشته را برای محققین کمی دشوار کرده است.
مرکز ملی آمار سلامت آمریکا در سال 2009 گزارشی منتشر کرد که در آن امید به زندگی مردم این کشور در سال 1907 (در واقع 110 سال پیش) برابر با 45.6 سال بوده. سال 1957 این رقم به 66.4 رسید و در 2007 هم به 75.5 رسیده. در حال حاضر اما بر اساس آخرین آمار سازمان جهانی بهداشت، امید به زندگی آمریکایی ها به 79.3 سال رسیده.
آمار دقیقی از میانگین امید به زندگی ایرانی ها از قرن گذشته در دسترس نیست، اما با استناد به آمار جهانی، می توان انتظار رشد مشابهی را هم داشت. طیق آخرین اعلام سازمان جهانی بهداشت، امید به زندگی ایرانی ها 75.5 سال است و در جدول کلی، ایران از بین 183 کشور در رتبه 61 قرار دارد؛ کمی بالاتر از میانگین جهانی.
کشورهای اروپایی، آمریکای شمالی، ژاپن و استرالیا بالاترین میانگین طول عمر را از میان همه کشورها دارند. اوضاع برای آسیایی ها هم بد نیست اما کشورهای آفریقایی عمدتا زیر خط میانگین قرار دارند که بهداشت پایین، عدم دسترسی به تجهیزات نوین پزشکی و توقف پیشرفت در این کشورها علل اصلی چنین اتفاقی است.
اما چطور میانگین 45.6 سال به 75.5 رسیده و همینطور بالاتر می رود؟ تقریبا اکثر بیماری های کشنده (مثل بیماری های قلبی، آنفلوآنزا، وبا و...) در قرن گذشته حالا درمان شده اند یا قدرت کنترل آن ها در اختیار انسان قرار گرفته و بشر توانسته جلوی مرگ و میر کودکان و البته کشتار را هم بگیرد.
شاید 200 سال پیش بهای کشتن یک انسان چندان زیاد نبود اما حالا [دست کم] در جوامع مدرن و کشورهای پیشرفته نمی توان بر سر یک نزاع ساده چند نفر را کشت و راحت و آسوده به زندگی ادامه داد. میزان قتل و کشتار در جوامع پیشرفته کاهش داشته اما جنگ در خاورمیانه و کشتار در آفریقا همچنان عوامل مهم در کاهش امید به زندگی هستند.
از سوی دیگر، نوزادان نیز حالا امنیت بیشتری دارند. در سال 1907، از هر 1000 کودک، 10 کودک محکوم به مرگ بودند اما 50 سال بعد در 1957 این تعداد به 2.63 نفر رسید و در سال 2007 هم به 0.68 نفر کاهش یافت. طبق آمار اعلام شده از سوی سازمان جهانی بهداشت، مرگ و میر کودکان زیر 5 سال در سال 2015 به 5.9 میلیون نفر رسیده، یعنی 16 هزار کودک در هر روز.
سازمان جهانی بهداشت آمار مرگ و میر کودکان در سال 2015 را 43 نفر از هر 1000 نفر اعلام کرده که پیشرفتی شگرف نسبت به گذشته است. در کشورهای پیشرفته از هر 1000 نوزاد متولد شده فقط 7 نفر می میرد اما در آفریقا این رقم به 81 نفر می رسد.
نکته جالب دیگر که البته تاثیر خاصی روی افزایش یا کاهش آمار مرگ و میر ندارد، میزان امید به زندگی بالاتر زنان نسبت به مردان است. به طور میانگین و در سراسر جهان، میزان امید به زندگی زنان 4.5 سال بیشتر از مردان است. برای مثال در ژاپن که با 83.7 سال امید به زندگی، در صدر جدول قرار دارد، سن مردان 80.5 و سن زنان 86.8 اعلام شده.
آمار در کشورهای مختلف کاملا متغیر است اما کمترین امید به زندگی زنان و مردان به ترتیب با سن 50.8 و 49.3 متعلق به کشور سیرالئون است.
بنابر تمام آمار اعلام شده بالا، می توان به این نتیجه رسید که اگرچه میانگین امید به زندگی به شکل قابل توجهی طی 100 سال گذشته افزایش داشته، اما طول عمر انسان از 2000 سال پیش تا به امروز تقریبا ثابت و دست نخورده باقی مانده است.
طول عمر انسان حالا 79 سال است اما یک پژوهش نظری نشان می دهد که انسان ها می توانند تا حدود 125 سال عمر کنند که البته رسیدن به این سن نیازمند مراقبت های فراوان، فناوری های روز، تغذیه و هوای سالم و البته ورزش مرتب و اصولی است.
پژوهشگران با پیری همانند یک بیماری برخورد می کنند و قصد درمان آن را دارند. طی سال های اخیر میزان سرمایه گذاری در این زمینه به طرز چشمگیری افزایش داشته و حتی برخی معتقدند که تا 20 سال دیگر می توان طول عمر انسان را به 250 سال نیز رساند و جلوی فرسودگی و پیر شدن بدن را گرفت.
آمار اگرچه رسمی و مستند نیست اما گفته های دانشمندان و پژوهشگران حاکی از آن است که می توان طول عمر را به میزان چشمگیری طی سال های آینده افزایش داد اما اینکه امید به زندگی نیز بالا برود جای سوال دارد.
پژوهشی که اکتبر سال گذشته منتشر شد نیز دلیلی دیگر برای باور آمار و ارقام فوق است. به گفته ژاو دانگ و تیمش، حداکثر طول عمر انسان کاملا ثابت بوده و تغییری در خود ندیده اگرچه از 1990 به بعد، طول عمر با کاهشی ناملموس مواجه شده.
بعضی محققین پیش بینی کرده اند که برخی فاکتورهای سبک زندگی مثل چاقی، برای اولین بار در تاریخ مدرن ممکن است افزایش امید به زندگی را متوقف کرده و یا حتی کاهش دهد.
پژوهشی که سال 2005 در ژورنال پزشکی New England منتشر شد نشان می دهد دو سوم جمعیت ایالات متحده آمریکا یا اضافه وزن دارند یا چاق هستند. و شنیده اید که می گوید چاقی مادر همه بیماری ها است. پیش بینی شده که در نیمه اول قرن 21، امید به زندگی نیز کاهش یابد.
بنابراین ادعای قدیمی ها نه درست است و نه غلط. حالا میزان مرگ و میر به شکل چشمگیری کاهش داشته و اثر این اتفاق را در رشد جمعیت زمین نیز می توان متوجه شد. اما میزان طول عمر یک شخص، ارتباط مستقیمی با میزان امید به زندگی مردم یک کشور ندارد.
به جای اینکه بگوییم انسان ها حالا بیشتر عمر می کنند، باید بگوییم حالا انسان های بیشتری زنده می مانند تا بیشتر عمر کنند و تفاوتی در میزان عمر اشخاصی که حالا زنده هستند با کسانی که صدها سال پیش می زیسته اند رصد نشده. به لطف پیشرفت های خارق العاده بشر در علم و تکنولوژی، حالا شانس بقای بیشتر نیز فراهم شده است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.







بنظرم کیفیت زندگی از طول رندگی مهم تره . استرس . فشارهای روحی . نبود امکانات و ... بی شک زندگی زیبایی رو نمیسازن بخصوص در جامعه امروزی ما . اما امید تنها سلاح در برابر اینهاست
فعلا تا قسمت امید به زندگی ایرانی ها خوندم تا همینجا میگم قطعا امید به زندگی ما کاهش پیدا کرده نسبت به 50 سال پیش... نه ازادی داریم و نه مرفه هستیم و نه اجتماع خوبی برخورداریم
آه روزگار سخته واقعا زندگی ما روز به روز سخت تر میشه و واقعا نمیدونمم کی دقیقا مقصره شاید همه ما بی تقصیر نباشیم بهرحال نظر دوست عزیز the pjt رو که خوندم یاد سخن حضرت علی افتادم که مضمونش این بود :(...روزی میرسد که انکس که 3 فرزند دارو ارزو کندد کاش 2 تا داشت و انکس که 2 تا دارد ارزو کند کاش یکی میداشت و انکس که یکی دارد ارزو کند کاش هیچ نمیداشت)
نمیدونم چرا این دنیا اینقدر بد شده جوری شده که ادم سرش رو به هر طرف میچرخونه فقط نا امید میشه فقط افسردگی و درجا زدن اومده تو زندگیمون و ای کاش اینطور نمیبود .حتی اون خارجی ها که میگن بریم فضا زندگی کنیم هم اگه برن باز هم راحت نخواهند بود.ما هم که تو ایران هر روز بهمون بیشتر سخت میشه.خداا عاقبت هممون رو بخیر کنه.
اینکه طول عمر انسان افزایش پیدا نکرده دو دلیل عمده داره
اول اینکه با افزایش سن آنزیم تلومراز در داخل سلول ها کاهش پیدا میکنه بنابراین تلومر انسان کوتاه میشخ تا اونجایی که به dna آسیب وارد میکنه و ژن های حیاتی رو تخریب میکنه و باعث مرگ سلول و در نتیجه از کار افتادن اندام و مرگ میشه
دوم اینکه سلول های مغزی انسان قدرت تقسیم و جایگزینی ندارن و یه نیمه عمر مشخصی دارن و بعد از یه مدت اونقدر نورون ها میمیرن که مغز از کار میفته و فرد میمیره
رژیم غذایی یا بهداشت نمیتونه تاثیر چندانی روی افزایش طول عمر نسل انسان داَشته باشه برای افزایش طول عمر باید در انسان تغییرات بنیادین ژنتیکی و دخالت های زیادی صورت بگیره
حرف شما محترمه ولی طبق یه سری تحقیقات بدن انسان بین 800 تا 1000 سال میتونه زنده بمونه! بعلاوه همه که در اثر مشکلات مغزی از بین نمیرن! سکته قلبی، انواع سزطان ،مشکلاتی مثل سیروز کبد ،نشکلات عدیده دیکه همهم و همه موثره تا زه از همه این شرایط داخلی که بگذریم علل بیرونی هم موثره مثل استرس که بدترین دشمن ماست ،شرایط سخت و فشار های کار و زندگی ،مواد غذایی مورد دار،مشروبات الکلی که مدت مدیدیه حتی تو ایران هم باب شده و... همه و همه عمر ماا رو کم میکنند.
من یه اعتقادی دارم ... جمعیت زیاد ... ریشه و باعثه همه ی مشکلات بشره
بقای بیشتر و مرگ و میر کمتر و عمر طولانی تر + بچه هایی که کماکان به این دنیا وارد میشوند = رشد بیشتر و بیشتر جمعیت انسان
...
رشد بیشتر و بیشتر جمعیت انسان x منابع بدون تغییر مانده و چه بسا کمتر شده = رقابت بیشتر بین انسان ها برای به دست آوردن اون منابع
---
رشد بیشتر تکنولوژی و اتوماسیون کارها x افزایش بیشتر جمعیت = پایین تر آمدن احتمال پیدا شدن کار مناسب
---
پایین تر آمدن احتمال پیدا شدن کار مناسب x رقابت بیشتر بین انسان ها برای به دست آوردن منابع = زندگی با شادی کمتر و استرس بیشتر ..
همونطور که شادی زندگی ما نسبت به نسل قبل کمتر شده و استرسمون بیشتر شده ، نسل بعدمون هم همین وضع رو نسبت به ما دارند ... پس وقتی نمیتونیم به هر شکل جمعیت مون رو کم کنیم پی بهتره که زیادش نکنیم ..
با به دنیا آوردن فرزندانمون اونها رو تو این دنیای پر از استرس و سختی وارد نکنیم .. زندگی شاید یک زمانی موهبت بود .. اما الان دیگه کم کم نیست ..
این که میگم خیلی ربط به ایران هم نداره ها ... کافیه یک فیلمی که به روز مره آمریکایی ها اشاره داره نگاه کنید ... مثلا همین رئیس نامحسوس ... به ازای هم یک آدم خوشبخت ( رئیس ) تعداد بیشتری آدم نه چندان خوشبخت ( کارمند ) درگیر بدهی و وام وجود داره ...
یعنی حتی یک آمریکایی معمولی ( میانگین جامعه ) هم با اینکه تو یکی از بهترین کشور های جهان زندگی میکنه زندگی اش براش موهبت نیست ... کشور خودمون و بقیه کشور های نه چندان مترقی هم که آمار خوشبختانش نسبت به بدبختانش تفاوت چشمگیرتری داره و عدد درصدش به انگشتان یک دست میرسه ... حالا ما میگیم 20 درصد در بهترین حالت .. یعنی 20 نفر خوشبخت و 80 نفر بدبخت
یعنی احتمال اینکه فرزند متولد شده توسط ما بدبخت بشه خیلی بیشتر از اینه که خوشبخت بشه ...
پس بیایم آدم های بیشتری رو به این دنیا وارد نکنیم ... هر چی جمعیت بیشتر بشه به ضرر همه مردم هست .
همیشه همین بوده و هست همیشه این اختلاف وجود داشته.گذشت از سر این کم شدن جمعیت خودش کلی خسارات به وجود میاره