ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

پاستاکلود؛ مسیر تبدیل سورس پروژه به سرویس آنلاین روی PaaS
رپورتاژ آگهی

پاستاکلود راه‌اندازی شد؛ از کد تا Deploy بدون درگیری با پیچیدگی‌های زیرساخت

پاستاکلود (Paasta Cloud) پلتفرمی برای Deploy و مدیریت اپلیکیشن، دیتابیس، دامنه و CDN است. با قابلیت‌ها و نحوه کار سرویس جدید پاستاکلود آشنا شوید.

واحد تبلیغات
واحد تبلیغات منتشر شده در 3 شهریور 1405  |  17:00

در دیجیاتو ثبت‌نام کنید

جهت بهره‌مندی و دسترسی به امکانات ویژه و بخش‌های مختلف در دیجیاتو عضو ویژه دیجیاتو شوید.

عضویت در دیجیاتو

سلب مسئولیت: دیجیاتو صرفا نمایش‌دهنده این متن تبلیغاتی است و تحریریه مسئولیتی درباره محتوای آن ندارد.

اگر توسعه‌دهنده باشید، احتمالاً این سناریو برایتان آشناست: پروژه را ساخته‌اید، همه‌چیز روی سیستم خودتان درست کار می‌کند و حالا فقط می‌خواهید آن را آنلاین کنید.

اما همین « آنلاین‌کردن» یا دیپلوی کد روی سرور می‌تواند شروع یک مسیر طولانی باشد. باید سرور آماده کنید، Runtime مناسب را نصب کنید، Build و Deploy را انجام دهید، SSL و دامنه را تنظیم کنید و بعد هم فکری برای دیتابیس، لاگ‌ها، بکاپ و نسخه‌های بعدی پروژه داشته باشید.

پاستاکلود (Paasta Cloud) با هدف رفع این دغدغه ها ایجاد شده است تا این مسیر را ساده‌تر کند؛ یک پلتفرم ابری برای Deploy و مدیریت اپلیکیشن‌ها که به توسعه‌دهنده اجازه می‌دهد بدون درگیری مستقیم با بخش زیادی از پیچیدگی‌های زیرساخت، پروژه‌اش را از کد به یک سرویس آنلاین تبدیل کند.

اما پاستاکلود دقیقاً چطور کار می‌کند و چه تفاوتی با اجاره یک سرور معمولی دارد؟

پاستاکلود چیست؟

پاستاکلود را می‌توان در دسته سرویس‌های PaaS یا Platform as a Service قرار داد.

اگر بخواهیم ساده‌تر بگوییم، در یک سرور ابری یا VPS معمولاً یک ماشین در اختیار شما قرار می‌گیرد و بخش زیادی از کارهای بعدی برعهده خودتان است. اما در یک PaaS، لایه‌ای بین توسعه‌دهنده و زیرساخت قرار می‌گیرد تا کارهایی مثل Build، Deploy و مدیریت سرویس ساده‌تر شوند.

پاستاکلود هم با همین ایده ساخته شده است.

به‌جای اینکه برای انتشار هر پروژه زیرساخت را از ابتدا آماده کنید، می‌توانید سورس پروژه را در اختیار پاستاکلود قرار دهید و فرایند Build و Deploy را از همان پلتفرم انجام دهید.

در حال حاضر امکان استقرار پروژه از طریق Git، فایل ZIP یا پوشه پروژه، Dockerfile، Docker Compose، Docker Image و CLI وجود دارد. برای مخازن GitHub و GitLab هم می‌توانید از استقرار خودکار استفاده کنید.

پس الزاماً قرار نیست Workflow فعلی توسعه پروژه‌تان را تغییر دهید.

اگر پروژه ساده‌ای دارید، می‌توانید سورس آن را مستقیماً منتشر کنید. اگر از Docker استفاده می‌کنید، Dockerfile خودتان را داشته باشید و اگر پروژه از چند سرویس تشکیل شده، امکان استفاده از Docker Compose هم وجود دارد.

بدون Kubernetes هم می‌شود روی زیرساخت ابری Deploy کرد

یکی از نکات جالب درباره پاستاکلود این است که زیرساخت پیچیده را الزاماً به تجربه پیچیده برای توسعه‌دهنده تبدیل نمی‌کند.

Kubernetes برای مدیریت و اجرای سرویس‌ها ابزار قدرتمندی است؛ اما این به آن معنا نیست که هر توسعه‌دهنده‌ای برای Deploy یک وب‌اپلیکیشن، API یا MVP باید از همان ابتدا درگیر مفاهیم و تنظیمات Kubernetes شود.

Paasta.cloud تلاش می‌کند این لایه را تا جای ممکن از فرایند روزمره توسعه‌دهنده دور نگه دارد.

در عمل، شما بیشتر با خود پروژه سروکار دارید: سورس را مشخص می‌کنید، Build انجام می‌شود و وضعیت استقرار را مشاهده می‌کنید.

این مدل مخصوصاً برای تیم‌های کوچک اهمیت دارد. چون در چنین تیم‌هایی معمولاً یک نفر صرفاً مسئول زیرساخت نیست و همان توسعه‌دهنده‌ای که Feature جدید را می‌سازد، ممکن است مسئول انتشار آن هم باشد.

نکته: هدف چنین سرویسی این نیست که DevOps را «حذف» کند. هرچه معماری یک محصول بزرگ‌تر و پیچیده‌تر شود، دانش زیرساخت همچنان اهمیت خودش را دارد. مسئله این است که برای بسیاری از پروژه‌ها لازم نیست از روز اول تمام این پیچیدگی را خودتان مدیریت کنید.

فرض کنید یک پروژه Next.js ساخته‌اید

برای اینکه کاربرد پاستاکلود ملموس‌تر شود، فرض کنید یک وب‌اپلیکیشن با Next.js ساخته‌اید.

پروژه روی سیستم شما اجرا می‌شود و حالا می‌خواهید نسخه اولیه آن را برای کاربران منتشر کنید.

در روش سنتی احتمالاً باید درباره سرور، نحوه اجرای دائمی اپلیکیشن، Reverse Proxy، SSL، دامنه و چند موضوع دیگر تصمیم بگیرید.

در پاستاکلود مسیر متفاوت است.

پروژه را وارد می‌کنید، فرایند Build را انجام می‌دهید و سرویس را Deploy می‌کنید. بعد هم می‌توانید دامنه موردنظرتان را به آن متصل کنید.

اگر نسخه بعدی را منتشر کردید و مشکلی وجود داشت، قابلیت Rollback به شما اجازه می‌دهد به نسخه موفق قبلی برگردید. برای بررسی اتفاقاتی که داخل سرویس می‌افتد نیز لاگ‌ها در دسترس هستند و Health Check برای بررسی سلامت سرویس وجود دارد.

در نتیجه Deploy دیگر فقط یک اتفاق در انتهای پروژه نیست؛ انتشار و مدیریت نسخه‌های بعدی هم در همان Workflow ادامه پیدا می‌کند.

پاستاکلود فقط برای Deploy اپلیکیشن نیست

یک اپلیکیشن واقعی معمولاً فقط از کد تشکیل نشده است.

مثلاً فرض کنید یک API با Python نوشته‌اید. احتمالاً به PostgreSQL نیاز دارید. ممکن است Redis را برای Cache استفاده کنید و بخشی از اطلاعات پروژه هم به فضای ذخیره‌سازی نیاز داشته باشد.

اگر هر کدام از این اجزا را از یک سرویس جداگانه تهیه کنید، خیلی زود با چند پنل و چند مجموعه Credential مختلف روبه‌رو می‌شوید.

پاستاکلود برای این بخش هم سرویس‌های مدیریت‌شده در نظر گرفته است.

در حال حاضر می‌توانید از PostgreSQL، MySQL، MongoDB و Redis در کنار اپلیکیشن استفاده کنید. امکانات مرتبط با Credential، اتصال خصوصی، بکاپ و بازیابی هم برای مدیریت داده‌ها در نظر گرفته شده است.

Volume یا فضای ذخیره‌سازی پروژه نیز می‌تواند از همان محیط مدیریت شود.

این یعنی می‌توانید به‌جای نگاه‌کردن به Deploy به‌عنوان یک مرحله مستقل، اپلیکیشن و سرویس‌های وابسته به آن را در یک محیط مدیریت کنید.

دامنه و SSL را چطور تنظیم کنیم؟

بعد از Deploy، احتمالاً قدم بعدی اتصال دامنه است.

در حالت معمول باید دامنه را تنظیم کنید، برای HTTPS گواهی SSL داشته باشید و اگر پروژه بزرگ‌تر شد، ممکن است به CDN و تنظیمات Cache هم نیاز پیدا کنید.

پاستاکلود این بخش را تحت سرویس‌های Edge خودش ارائه می‌کند.

امکاناتی مثل DNS مدیریت‌شده، CDN، SSL خودکار، Purge Cache و قوانین Firewall در این بخش قرار گرفته‌اند. بنابراین مسیر انتشار پروژه می‌تواند از سورس شروع شود و تا اتصال دامنه و تحویل محتوا از طریق CDN ادامه پیدا کند.

مثلاً اگر دامنه شما داخل CDN پاستاکلود قرار داشته باشد، اتصال آن به پروژه هم می‌تواند به‌صورت خودکار انجام شود.

در ظاهر جزئیات کوچکی هستند، اما وقتی مرتب پروژه جدید Deploy می‌کنید یا نسخه‌های مختلف یک محصول را منتشر می‌کنید، حذف همین مراحل تکراری می‌تواند تفاوت محسوسی ایجاد کند.

اگر با Claude Code، Codex یا Cursor کدنویسی می‌کنید چه؟

شاید یکی از متفاوت‌ترین بخش‌های پاستاکلود، ارتباط آن با ابزارهای جدید توسعه مبتنی بر هوش مصنوعی باشد.

مدل Workflow توسعه نرم‌افزار در حال تغییر است. حالا ممکن است بخش قابل‌توجهی از یک پروژه را با Claude Code، Codex یا Cursor جلو ببرید و طبیعی است که بعد از ساخت پروژه، بخواهید فاصله کمتری تا Deploy داشته باشید.

پاستاکلود برای این سناریو امکان اتصال Agent را فراهم کرده است.

بعد از راه‌اندازی، ابزار می‌تواند به اطلاعات مرتبط با پروژه، Build و لاگ‌ها دسترسی داشته باشد و با تأیید شما عملیات مورد نیاز برای Deploy را انجام دهد.

مثلاً فرض کنید با Claude Code روی یک پروژه کار می‌کنید. به‌جای اینکه بعد از پایان کدنویسی از محیط فعلی خارج شوید و تمام مراحل انتشار را جداگانه انجام دهید، می‌توانید فرایند Deploy را هم به همان Workflow نزدیک کنید.

این قابلیت برای پروژه‌هایی که با کمک AI سریع ساخته می‌شوند، کاربرد جالبی دارد؛ چون یکی از گلوگاه‌های بعد از تولید کد را هدف گرفته است: چطور چیزی که ساخته‌ایم را سریع به یک محصول قابل استفاده روی وب تبدیل کنیم؟

بعد از Deploy چه اتفاقی می‌افتد؟

یکی از اشتباهات رایج این است که Deploy را پایان کار در نظر بگیریم.

در عمل، بعد از انتشار تازه باید بتوانید بفهمید سرویس سالم است یا نه، نسخه جدید چه وضعیتی دارد و اگر مشکلی پیش آمد، از کجا باید آن را پیدا کنید.

پاستاکلود برای اپلیکیشن‌ها قابلیت‌هایی مثل Live Logs، Health Check، مدیریت متغیرهای محیطی و ConfigMap، انتشار نسخه جدید، Preview و Rollback را ارائه می‌کند.

فرض کنید نسخه جدید API را Deploy کرده‌اید و بعد متوجه می‌شوید تغییر اخیر باعث ایجاد مشکل شده است.

در چنین شرایطی، به‌جای اینکه دوباره نسخه قبلی را به‌صورت دستی Build و منتشر کنید، می‌توانید به Deployment موفق قبلی Rollback کنید و بعد سراغ پیدا کردن علت مشکل بروید.

همین قابلیت‌ها هستند که تفاوت میان «جایی برای اجرای کد» و «پلتفرمی برای مدیریت اپلیکیشن» را مشخص می‌کنند.

هزینه پاستاکلود چطور محاسبه می‌شود؟

یکی از سؤال‌های مهم موقع انتخاب سرویس ابری، هزینه آن است؛ مخصوصاً اگر پروژه تازه راه افتاده باشد و هنوز مشخص نباشد در ماه‌های آینده چقدر منابع مصرف خواهد کرد.

پاستاکلود برای اپلیکیشن‌ها هم پلن‌های مشخص ماهانه و هم مدل PAYG یا پرداخت به‌اندازه مصرف دارد.

دامنه پاستاکلود، HTTPS، لاگ استقرار و امکان بازگشت به نسخه قبلی نیز در پلن‌های اپلیکیشن ارائه می‌شوند.

پاستاکلود برای چه پروژه‌هایی مناسب است؟

جواب این سؤال تا حد زیادی به تیم و معماری پروژه بستگی دارد.

مثلاً اگر یک سازمان بزرگ با تیم SRE، کلاسترهای Kubernetes اختصاصی و معماری زیرساخت کاملاً سفارشی دارید، احتمالاً مسئله شما صرفاً ساده‌ترکردن Deploy نیست.

اما سناریو را عوض کنیم.

فرض کنید یک تیم چند نفره هستید و می‌خواهید MVP محصولتان را منتشر کنید. یا توسعه‌دهنده‌ای هستید که چند پروژه مختلف دارد. شاید هم با ابزارهای AI یک اپلیکیشن ساخته‌اید و حالا می‌خواهید آن را در اختیار کاربران قرار دهید.

در چنین شرایطی احتمالاً نمی‌خواهید بخش زیادی از زمان توسعه را صرف کارهایی کنید که مستقیماً به محصول مربوط نیستند.

به‌طور کلی، پاستاکلود می‌تواند برای توسعه‌دهندگان، استارتاپ‌ها، تیم‌های کوچک، پروژه‌های Docker و Compose و تیم‌هایی که می‌خواهند بدون مدیریت مستقیم Kubernetes اپلیکیشن خود را Deploy کنند، گزینه قابل بررسی باشد.

چرا راه‌اندازی سرویس‌هایی مثل پاستاکلود مهم است؟

تا همین چند سال قبل، بخش بزرگی از زمان ساخت یک محصول نرم‌افزاری صرف خود کدنویسی می‌شد.

حالا شرایط کمی فرق کرده است.

فریم‌ورک‌های مدرن، سرویس‌های آماده و ابزارهای هوش مصنوعی سرعت ساخت نرم‌افزار را بالا برده‌اند. امروز حتی یک تیم بسیار کوچک می‌تواند در زمان نسبتاً کوتاهی نسخه اولیه یک محصول را بسازد.

اما یک سؤال همچنان باقی می‌ماند:

بعد از اینکه کد آماده شد، چطور آن را به یک سرویس واقعی تبدیل کنیم؟

اگر برای پاسخ به این سؤال همچنان مجبور باشید چندین ابزار و سرویس را کنار هم قرار دهید و بخش بزرگی از زیرساخت را دستی مدیریت کنید، بخشی از سرعتی که در مرحله توسعه به دست آورده‌اید دوباره از بین می‌رود.

پاستاکلود با تمرکز روی همین فاصله راه‌اندازی شده است؛ یعنی فاصله میان کدی که آماده اجراست و محصولی که واقعاً روی اینترنت در دسترس کاربران قرار دارد.

از کد تا یک سرویس آنلاین

پاستاکلود قرار نیست مفاهیم زیرساخت را از دنیای توسعه نرم‌افزار حذف کند. قرار هم نیست هر نوع معماری و هر پروژه‌ای را به یک شکل مدیریت کند.

ایده ساده‌تر است:

برای Deploy یک پروژه، تا جایی که لازم نیست درگیر پیچیدگی‌های زیرساخت نشوید.

سورس را از Git، Docker یا روش‌های دیگر وارد کنید، اپلیکیشن را Build و Deploy کنید، دیتابیس و فضای ذخیره‌سازی مورد نیاز را کنار آن داشته باشید و دامنه، HTTPS، CDN، لاگ و نسخه‌های مختلف سرویس را از یک پلتفرم مدیریت کنید.

حالا که پاستاکلود به‌تازگی راه‌اندازی شده، باید دید این پلتفرم در ادامه چه سرویس‌ها و قابلیت‌های دیگری به مجموعه فعلی خود اضافه خواهد کرد.

اگر پروژه‌ای آماده دارید و می‌خواهید ببینید فرایند Deploy آن روی یک PaaS چطور پیش می‌رود، می‌توانید از وب‌سایت پاستاکلود (Paasta.cloud) شروع کنید و سرویس‌ها، پلن‌ها و مستندات آن را از طریق این لینک بررسی کنید.

واحد تبلیغات
واحد تبلیغات

    دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
      مطالب پیشنهادی