ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

تکنولوژی

سراب دیجیتال: داستان صعود جنون‌آمیز و سقوط آزاد حباب دات‌کام

حباب دات‌کام چیست و چرا ترکید؟ در این مقاله به بررسی جنون سرمایه‌گذاری در دهه ۹۰، دلایل سقوط بزرگ وال‌استریت و درس‌های تاریخی آن می‌پردازیم.

مهرانا عیسی‌پور
مهرانا عیسی‌پور منتشر شده در 13 اردیبهشت 1405  |  22:00

در دیجیاتو ثبت‌نام کنید

جهت بهره‌مندی و دسترسی به امکانات ویژه و بخش‌های مختلف در دیجیاتو عضو ویژه دیجیاتو شوید.

عضویت در دیجیاتو

چشمانتان را ببندید و به اواخر دهه نود میلادی سفر کنید. سال ۱۹۹۹ است. صدای اتصال مودم‌های دایال‌آپ (Dial-up)، موسیقی متن زندگی روزمره شده است. در خیابان‌های سانفرانسیسکو و دره‌های سیلیکون‌ولی، بوی قهوه با بوی تند و وسوسه‌انگیز پول گره خورده است. جوانان بیست و چند ساله‌ای که تا دیروز در گاراژ خانه‌هایشان پیتزای سرد می‌خوردند، حالا با تی‌شرت‌های ساده و شلوارهای جین، به مدیران عامل شرکت‌هایی تبدیل شده‌اند که میلیون‌ها دلار ارزش دارند.

فهرست مطالب

دنیا در آستانه ورود به هزاره جدید بود و کلمه‌ای جادویی تمام معادلات اقتصاد جهانی را به هم ریخته بود: «اینترنت». سرمایه‌گذاران وال‌استریت که سال‌ها به دنبال سودهای چند درصدی بودند، حالا با پدیده‌ای روبرو شده بودند که می‌توانست سرمایه آن‌ها را در یک شب، ده‌ها برابر کند. کافی بود به انتهای نام هر شرکتی پسوند «دات‌کام» (.com) اضافه شود تا بارانی از اسکناس بر سر بنیان‌گذاران آن ببارد. اما هیچ‌کس نمی‌دانست این مهمانی پر زرق و برق، قرار است به یکی از تلخ‌ترین و ویرانگرترین صبح‌های اقتصاد مدرن ختم شود.

این داستانِ «حباب دات‌کام» است؛ روایتی از نبوغ، طمع بی‌نهایت، جنون دسته‌جمعی و در نهایت، سقوطی که چهره فناوری را برای همیشه تغییر داد. در این مقاله تصمیم گرفتم داستان حباب دات‌کام را برای شما روایت کنم.

فصل اول: جرقه‌ای در تاریکی؛ تولد وب جهان‌گستر

برای درک ریشه‌های این جنون تاریخی، باید تقویم‌ها را به عقب ورق بزنیم و به آگوست سال ۱۹۹۵ میلادی بازگردیم. تا پیش از آن تاریخ، اینترنت بیشتر به یک شبکه ارتباطی گنگ، خشک و آکادمیک شباهت داشت که عمدتاً در اختیار دانشمندان، دانشگاه‌ها و نهادهای نظامی بود.

اما ظهور شرکتی به نام «نت‌اسکیپ» (Netscape) همه‌چیز را تغییر داد. نت‌اسکیپ با خلق یک مرورگر وب نوآورانه، به دنیای صفر و یک‌ها رنگ و تصویر بخشید و اینترنت را به پدیده‌ای بصری، جذاب و قابل دسترس برای عموم مردم تبدیل کرد.

نقطه عطف ماجرا زمانی رقم خورد که نت‌اسکیپ تصمیم گرفت سهام خود را در بورس به‌صورت عرضه عمومی اولیه (IPO) ارائه کند. در روز عرضه، اتفاقی رخ داد که وال‌استریت را در بهت و حیرت فرو برد. قیمت هر سهم نت‌اسکیپ که در ابتدا تنها ۱۴ دلار قیمت‌گذاری شده بود، در چشم‌برهم‌زدنی جهش کرد و در پایان معاملات آن روز به ۵۸٫۲۵ دلار رسید.

شرکتی نوپا که هنوز حتی یک دلار سود واقعی کسب نکرده بود، ناگهان روی کاغذ ارزشی نزدیک به ۳ میلیارد دلار پیدا کرد. این زلزله مالی همان جرقه‌ای بود که انبار باروت وال‌استریت را منفجر کرد. پیام بازار کاملاً روشن بود: «آینده اینجاست، و نام آن اینترنت است.»

فصل دوم: تب طلا در عصر دیجیتال و جنون سرمایه‌گذاران

با موفقیت نت‌اسکیپ، سد شکسته شد. سرمایه‌گذاران خطرپذیر (Venture Capitalists) که نمی‌خواستند از قطار ثروت جا بمانند، با گونی‌های پول به دنبال هر کسی می‌گشتند که ایده‌ای بر بستر وب داشت. در این دوران، منطق سنتی اقتصاد به‌طور کامل به فراموشی سپرده شد.

در گذشته، یک شرکت باید محصولی می‌ساخت، آن را می‌فروخت، به سوددهی می‌رسید و سپس وارد بورس می‌شد. اما در اواخر دهه نود، پارادایم جدیدی شکل گرفت: «رشد به هر قیمتی». ایده این بود که مهم نیست شرکت الان چقدر ضرر می‌کند؛ مهم این است که سهم بازار (Market Share) را به دست آورد و ترافیک سایت (تعداد بازدیدکنندگان) را بالا ببرد. سودآوری، مسئله‌ای بود که به آینده موکول می‌شد.

شرکت‌ها بودجه‌های هنگفتی را صرف تبلیغات تلویزیونی، مهمانی‌های مجلل، میزهای پینگ‌پنگ در دفتر کار و استخدام‌های بی‌رویه می‌کردند. در مسابقات فینال فوتبال آمریکایی (Super Bowl) در سال ۲۰۰۰، بخش عظیمی از تبلیغات گران‌قیمت میان‌برنامه، متعلق به شرکت‌های دات‌کامی بود که بسیاری از آن‌ها حتی یک دلار سود نساخته بودند.

فصل سوم: نمادهای یک تراژدی؛ از عروسک جورابی تا بقالی آنلاین

هیچ داستانی بدون قهرمانان شکست‌خورده‌اش کامل نیست. در میان هزاران شرکتی که در این دوران متولد شدند، نام دو شرکت به عنوان نمادهای حباب دات‌کام در تاریخ ثبت شد:

۱. پتس دات کام (Pets.com):

این شرکت با ایده فروش آنلاین غذای حیوانات خانگی راه‌اندازی شد. آن‌ها یک عروسک جورابی بامزه به‌عنوان نماد (Mascot) داشتند که در تلویزیون ملی آمریکا دلبری می‌کرد. سرمایه‌گذاران میلیون‌ها دلار به این شرکت تزریق کردند. اما یک مشکل کوچک و فاجعه‌بار وجود داشت: هزینه ارسال یک کیسه سنگین غذای سگ، از سود فروش آن بیشتر بود! شرکت روی هر سفارشی که می‌گرفت، ضرر می‌کرد. در عرض کمتر از یک سال، پس از خرج کردن صدها میلیون دلار و عرضه در بورس، Pets.com اعلام ورشکستگی کرد و عروسک جورابی‌اش به نماد حماقت اقتصادی تبدیل شد.

۲. وب‌ون (Webvan):

این شرکت رؤیای تحویل آنلاین مواد غذایی درب منزل را در سر داشت؛ ایده‌ای که امروز عادی به‌نظر می‌رسد، اما در آن زمان بسیار جلوتر از زمان خود بود.
وب‌ون با جذب سرمایه‌ای شگفت‌انگیز، بالغ بر ۸۰۰ میلیون دلار از سوی سرمایه‌گذاران، تصمیم گرفت رؤیای خود را در مقیاسی عظیم پیاده کند. اما به جای آن‌که ایده را ابتدا در یک بازار محدود آزمایش کند، مستقیماً به سراغ ساخت زیرساختی غول‌آسا رفت. این شرکت شروع به احداث انبارهای فوق‌پیشرفته و تمام‌اتوماتیک کرد و هم‌زمان ناوگانی بزرگ از کامیون‌های تحویل کالا را برای پوشش شهرهای مختلف ایالات متحده خریداری کرد.

مشکل اما در جایی دیگر نهفته بود. زیرساخت‌های فناوری، سرعت اینترنت خانگی و حتی عادت‌های خرید مردم در آن زمان هنوز برای چنین جهشی آماده نبودند. بسیاری از مصرف‌کنندگان هنوز به خرید آنلاین اعتماد نداشتند و ترجیح می‌دادند مواد غذایی خود را به شکل سنتی از فروشگاه‌ها تهیه کنند.

در نتیجه، شبکه عظیم و پرهزینه‌ای که وب‌ون با میلیاردها دلار سرمایه ساخته بود، هرگز به اندازه‌ای که انتظار می‌رفت مورد استفاده قرار نگرفت. هزینه‌های عملیاتی سرسام‌آور، در کنار درآمدی که به‌مراتب کمتر از پیش‌بینی‌ها بود، به‌سرعت شرکت را در باتلاق مالی فرو برد.

سرانجام در سال ۲۰۰۱، وب‌ون پس از سوزاندن بخش عظیمی از سرمایه‌های جذب‌شده، اعلام ورشکستگی کرد و به یکی از بزرگ‌ترین و پرهزینه‌ترین شکست‌های تاریخ سیلیکون‌ولی تبدیل شد؛ شکستی که به بسیاری از سرمایه‌گذاران یادآوری کرد حتی در اوج تب اینترنتی نیز، رؤیا بدون مدل اقتصادی پایدار نمی‌تواند دوام بیاورد

فصل چهارم: وقتی موسیقی قطع شد؛ سقوط آزاد در وال‌استریت

در مارس سال ۲۰۰۰، شاخص بورس نزدک (NASDAQ) که پر از شرکت‌های فناوری بود، به قله تاریخی ۵۰۴۸.۶۲ واحد رسید. در آن روزها، همه فکر می‌کردند این صعود پایانی ندارد. اما آلن گرینسپن، رئیس وقت فدرال رزرو آمریکا، پیش‌تر درباره این شور و شوق غیرمنطقی هشدار داده بود.

چند عامل دست به دست هم دادند تا سوزن به این حباب عظیم برخورد کند:

۱. افزایش نرخ بهره: فدرال رزرو برای کنترل تورم، شروع به افزایش نرخ بهره کرد. پول ارزان و رایگان، ناگهان گران شد.

۲. گزارش‌های تکان‌دهنده: نشریات معتبر مالی مانند «بارونز» (Barron’s) مقالاتی منتشر کردند که نشان می‌داد بسیاری از شرکت‌های دات‌کامی با پدیده‌ای به نام «نرخ سوزاندن» (Burn Rate) روبرو هستند؛ یعنی تا چند ماه دیگر تمام پول نقد خود را تمام می‌کنند و هیچ راهی برای درآمدزایی ندارند.

۳. ترس و وحشت: سرمایه‌گذاران بزرگ شروع به فروش سهام خود کردند.

مثل تئاتری که ناگهان کسی در آن فریاد «آتش!» سر می‌دهد، هجوم برای خروج آغاز شد. سهامی که تا دیروز ۱۰۰$ ارزش داشت، در عرض چند هفته به چند سِنت رسید. شرکت‌ها یکی پس از دیگری درهای خود را بستند. هزاران برنامه‌نویس، مدیر و کارمند، یک‌شبه بیکار شدند. تابلوهای گران‌قیمت، میزهای پینگ‌پنگ و صندلی‌های ارگونومیک شرکت‌های ورشکسته، در حراجی‌ها با قیمت آهن‌پاره فروخته می‌شد.

تا اکتبر سال ۲۰۰۲، شاخص نزدک نزدیک به ۷۸% از ارزش خود را از دست داد و تریلیون‌ها دلار از ثروت سرمایه‌گذاران، دود شد و به هوا رفت.

فصل پنجم: ققنوس‌هایی که از خاکستر برخاستند

اما این پایان داستان اینترنت نبود. در میان ویرانه‌های حباب دات‌کام، شرکت‌هایی بودند که مدل کسب‌وکار واقعی داشتند و با چنگ و دندان زنده ماندند.

آمازون (Amazon)، شرکتی که جف بزوس آن را برای فروش آنلاین کتاب تاسیس کرده بود، در جریان این سقوط آسیب شدیدی دید و ارزش سهامش از ۱۰۷ به ۶ سقوط کرد. اما بزوس برخلاف سایرین، یک دیدگاه بلندمدت داشت و روی زیرساخت‌ها و رضایت مشتری کار کرده بود. آمازون دوام آورد و به غول تجارت الکترونیک امروز تبدیل شد.

ای‌بی (eBay) و گوگل (Google) (که در زمان ترکیدن حباب هنوز نوپا بود) ثابت کردند که اگر پشت ایده دیجیتال، ارزش‌آفرینی واقعی و منطق اقتصادی وجود داشته باشد، اینترنت واقعا ماشینی برای تولید ثروت است.

علاوه بر این، میلیاردها دلاری که در دوران حباب در شرکت‌های مخابراتی سرمایه‌گذاری شده بود، منجر به کشیده شدن میلیون‌ها کیلومتر کابل فیبر نوری در سراسر جهان شد. این زیرساخت عظیم که با پول سرمایه‌گذارانِ شکست‌خورده ساخته شد، پایه و اساس اینترنت پرسرعت نسل‌های بعد، استریم ویدیو، شبکه‌های اجتماعی و کلود کامپیوتینگ (Cloud Computing) را فراهم کرد.

جمع‌بندی: درس‌هایی از یک جنون تاریخی

داستان حباب دات‌کام، تنها روایتی از کدهای کامپیوتری و شاخص‌های بورس نیست؛ این داستان انسان است. داستانی درباره تقابل طمع برای ثروت‌های یک‌شبه و واقعیت‌های بی‌رحم اقتصاد.

امروزه، با ظهور فناوری‌های جدیدی مانند ارزهای دیجیتال (Cryptocurrency) و هوش مصنوعی (AI)، بسیاری از تحلیل‌گران به گذشته نگاه می‌کنند و می‌پرسند: «آیا در حال تکرار تاریخ هستیم؟». حباب دات‌کام به ما آموخت که فناوری‌های انقلابی قطعا جهان را تغییر می‌دهند، اما این تغییر به معنای موفقیتِ هر شرکتی که نام آن فناوری را یدک می‌کشد، نیست. در نهایت، هیجان اولیه فروکش می‌کند و تنها کسانی باقی می‌مانند که به جای فروش رویا، ارزش واقعی تولید می‌کنند.

حباب دات‌کام ترکید تا اینترنت بتواند بالغ شود. این سقوط، بهای سنگینی بود که جهان برای ورود به عصر مدرن دیجیتال پرداخت؛ بهایی که هنوز هم در کلاس‌های اقتصاد و اتاق‌های هیئت‌مدیره سیلیکون‌ولی، به عنوان بزرگترین هشدار تاریخ فناوری تدریس می‌شود.

READ  بررسی ایران‌ تلنت از وضعیت استخدام سال 1400: 16 درصد از سهم استخدام به حوزه فناوری اطلاعات رسید
مهرانا عیسی‌پور
مهرانا عیسی‌پور

از سال ۱۳۹۶ به‌صورت حرفه‌ای در حوزه فناوری می‌نویسم و تمرکز اصلی‌ام بر سخت‌افزار، بازار دیجیتال و تحلیل محصولات مصرفی است. طی این سال‌ها تلاش کرده‌ام فراتر از معرفی صرف محصولات حرکت کنم و با رویکردی تحلیلی، روندهای بازار، استراتژی برندها و ارزش واقعی هر محصول برای کاربر ایرانی را بررسی کنم. علاقه‌م به تکنولوژی فقط به مشخصات فنی محدود نمی‌شود؛ برای من هر محصول، داستانی از تصمیم‌های مهندسی، رقابت تجاری و تجربه کاربری است. از پوشش اخبار و تحولات صنعت گرفته تا تدوین راهنمای خرید و تحلیل قیمت‌های روز بازار، سعی می‌کنم اطلاعات دقیق، به‌روز و کاربردی ارائه دهم تا مخاطب بتواند آگاهانه‌تر تصمیم بگیرد. باور دارم خبرنگاری تکنولوژی فقط انتقال خبر نیست؛ بلکه ترجمه دنیای پیچیده فناوری به زبانی شفاف، قابل فهم و قابل اعتماد برای مخاطب است.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
نظرات ثبت شده (61 مورد)
  • AliAli2

    ملکه مهرانا اگه سینگل هستش، من کراشمممممم، لطفا فقط مهرانا این کامنت منو تایید کنه و بم بگه که چه سبک موزیکی دوس داره تا واس تولدش اهنگ میکس درست کنم( حرفه ایی) البته کوروش هم بخواد واسش درست میکنم ولی باید مهرانا اول بم بگه. بعد کوروش و بقیه افراد دیجیاتو چشم واس تولدتون میکس درست میکنم ولی اول کراش خیلی پر جذبه موخام لایک کنه کامنت منو🥲🫶 لطفا دل منو نشکن. قول میدم اهنگی که درست میکنم واست دل کل دیجیاتو رو خوشحال کنه. اصن از ارمنستان یه لایو میکس موزیک براتون میفرستم( الان ایرانم) ۲ روز دیگه میرم از ایران، لطفا لطفا نزارین این ارزویی که دارم از بین بره.تنها امید زنده بودنم فقط دیجیاتو بوده تو این ۶۷ روز. یکی از دلایلی که من خودکشی نکردم-

  • InTERanet

    مهرانا واقعا ممنون داستان و تاریخچه خیلی جالبی بود تا حالا نشنیده بودمش ❤️

  • InTERanet

    من احمق رو بگو روی pets.com کلیک کردم ببینم سایتش چجوریه

  • 616Iranian

    اینترنت؟ بورس؟ فناوری؟
    این اباطیل چیه؟
    لطفا در مورد چیزی مقاله بزارید که به درد جامعه بخوره، مثلا راه های چوپانی خوب، استفاده از شتر و قاطر بجای خودرو، پرورش الاغ و... که خیلی بیشتر در آینده نزدیک بهش احتیاج هست. ممنون

  • Solight

    دلار تا هفته دیگه 200 تومن رو رد میکنه از 31 فرورین تا الان که تقریبا میشه 14 15 روز دلار 42 هزار تومن رفته بالا ‼‼ یعنی تو کمتر از 20 روز حداقل پاسخگوی این مورد باشید.

  • Solight

    بابا جون جد و ابادتون فقط یه روز وصل کنید من اپدیت هامو انجام بدممممممم

  • filtered_undead

    آخر ترم میخونم

  • sherko faraji

    به شدت عالی و آموزده

  • Saman-r

    مهرانا جان این همه بخونیم؟
    تبدیلش میکردی به پادکست دیگه 😅

  • Ian

    مقالۀ بسیار عالی بود؛ تشکر از خانم عیسی‌پور عزیز

  • Akbar_Sibil

    ای کاش حداقل میدونستیم آخر همون فیلترنت قبلی رو بهم بر میگردونن یا کلا قراره همینطوری باشه تکلیفمون رو میدونستیم

  • The_Guy

    برای ثبت در تاریخ: در سالهای منتهی به ۲۰۰۰ (میلینیوم) ۲ سرویس راه‌اندازی کردیم، اولی تاکسی آنلاین (قبل از اوبر!) و یکی آنلاین‌شاپ! در اون زمان بیش از حد جلوتر از نیاز بازار و زیرساخت تکنولوژی بود.
    سرویس تاکسی مال وقتی هست که هنوز GPS به گوشی‌ها نیامده بود و مجبور شدیم یک دیوایس اضافه داخل تاکسی نصب کنیم، اینترنت هم فراگیر نبود و مشتری باید تماس می‌گرفت!
    خلاصه اینکه، کار نشد، ولی برای خودم اثبات شد که ایده‌ها درست بوده، حتی اگه زیادی نوآورانه بود.

  • transporter

    سایت زیر چرا باز نمیشه؟
    https://backup.education
    می خواستم درباره بکاب یه مطلب رو یاد بگیرم و برای بهینه تر شدن پشتیبان گیری یک شبکه در بخشی از کشورم ایران تلاش کنم، ولی نمی تونم، چرا چون مسدوده !!!!

  • transporter

    متاسفانه بحران قطع اینترنت داره به جاهای ف..وق العا.ده نگرا..ن کننده ای برای معیشت مردم کشیده میشه

    • Jonkler1

      که در جواب اون اصلا ذره ای اهمیت نمیدن اینا. ظاهرا علاقه خاصی به فشاری کردن مردم دارن.

  • Hoseyn81

    این حباب دات کام شبیه حباب خودروهای برقی بود که سال 2021 شکل گرفت و میلیاردها دلار سرمایه شرکت ها دود شد

    • Sterben

      25 درصد خودرو هایی که الان فروخته میشه برقی هستش، توی یه کشوری مثل نروژ این آمار 90 درصده

  • akforreal

    جدا از مطلب خوب بالا
    ساییتون به شدت کند شده مثل بقیه سایت ها
    این هم طبقه جدیدی از طبقات “سیلو” ی ما هستش؟
    رو فیبرنوری و دو تا سیم کارت اینترنت‌
    بشدت ضعیف شده

    • رضا

      برای من سرعتش اوکیه البته. تنظیمات dns تون رو هم یه چک کنین. من دی ان اس شکن یا آروان رو استفاده می‌کنم.
      217.218.127.127
      217.218.155.155

  • Pouyan1980

    صرفا برای اینکه نوجوانها و جوانها با یک سری فرضیه که گوست رایترها درباره غولهای تجاری جهان و سلبریتی ها نوشته اند گول نخورند و یا بعد از تلاش ، نا امید نشوند بگویم که: بسیاری از اینها مانند صاحب آمازون، با پیتزای سرد در گاراژ و بدون پول موفق نشدند، و همه حمایت مالی خانواده داشتند. در میان سلبریتی های وطنی هم زیاد می خوانید و می شنوید که با سختی به اینجا رسیده اند ولی با کمی تحقیق می فهمید مثلا فلان ستاره سریال معروف فلان صرفا با پول ددی بازاری و رانت خورش به اینجا رسیده. اگر ددی پولدار ندارید باید آماده سالها تلاش و پشتکار باشید.

    • Dada_no_sleep

      دقیقا،امکان ندارد از صفر به ایلان ماسک شدن رسید خود پدرش میگه با رولز رویس میرفت مدرسه،امکان ندارد بدون پشتوانه به اینجا رسید الان هم که اگر شما ایده ی موفقی داشته باشی اونا ازت میخرن و تو اصلا قدرت اجرایی نداری و رقابت برات غیر ممکن میشه،شما میتونی از صفر کارافرینی کنی اما برند بزرگ نمیتونی بسازی نه اینکه نتونی چون سرمایه میخواد ،یا اینکه خودت رو به واسطه ی فضای مجازی وایرال کنی و برندت رو جا بندازی بعد فروش داشته باشی که این شدنیه برند جیم شارک از اوناست یا برند ادمهای معروف مثل ارایشی بهداشتی و نوشیدنی و....

  • Ehsan Mahmoudi

    مطلب خوب و جذاب و آموزنده ای بود

  • Parasiteeve

    مقاله خیلی جالبی بود. ممنون.

  • Jahanit

    نمیدونم چرا اینقدر دلم گرفت کاش یه جوون تو اوایل دهه ۲۰۰۰ تو آمریکا بودم 🫠

نمایش نظرات بیشتر
مطالب پیشنهادی