ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

جدیدترین اخبار و روندهای دنیای فناوری را با نگاهی دقیق و حرفه‌ای، در کانال تلگرام دیجیاتو دنبال کنید.

ورود به کانال تلگرام دیجیاتو
علمی

چرا پنج انگشت هم اندازه نیستند؟

اگر نگاهی به دستان خود بیاندازید در خواهید یافت که انگشتانتان در مقایسه با انگشت های یک میمون کوتاه تر هستند، محدوده کف آن کوچک تر بوده و شست شما نیز از توان و قدرت ...

Maryam Mousavi
نوشته شده توسط Maryam Mousavi تاریخ انتشار: ۳۰ تیر ۱۳۹۴ | ۲۱:۰۰

اگر نگاهی به دستان خود بیاندازید در خواهید یافت که انگشتانتان در مقایسه با انگشت های یک میمون کوتاه تر هستند، محدوده کف آن کوچک تر بوده و شست شما نیز از توان و قدرت بالاتری نسبت به شست یک میمون برخوردار است.

البته مهم ترین مشخصه و وجه تمایز دست انسان به شست و توانایی آن در برخورد راحت با راس هر کدام از انگشتان همان دست باز می گردد. البته فعلا نمی توان تمامی فاکتورهای دخیل در تکامل دست های انسان را با اطمینان صد درصد برشمرد اما به نظر می رسد که مساله تماما به همین خصوصیت شست یعنی لمس سر انگشتان همان دست و مزایای مختلفی ارتباط داشته باشد که به لطف این ویژگی در سناریوهای معین برای انسان فراهم می شوند و طول انگشتان دیگر نیز بر مبنای آن تعریف می شود.

اینکه دست انسان مدرن از چه زمانی به این شکل در آمد دقیقا مشخص نشده. پیش از کشف اخیری که در این رابطه انجام گرفت، دانشمندان روی 800 هزار سال قبل توافق نظر داشتند. با این همه، پس از کشف سومین استخوان کف دست به جا مانده از 1.4 میلیون سال قبل، محققین به این نتیجه رسیدند که دست انسان مدرن از مدت ها قبل تر از میزان برآورد شده به این شکل در آمده است.

در ادامه این مطلب با دیجیاتو همراه باشید.

دستان نیاکان ما که میلیون ها سال قبل روی این کره خاکی می زیستند شباهت زیادی به دست شامپانزه های مدرن داشت که دستان، کف دست و انگشتان بزرگ تر و کشیده تری داشتند و در عوض شست هایشان کوچک تر و ضعیف تر از انسان امروزی بود.

اما برای ایجاد هماهنگی دستان با شیوه خاص راه رفتن میمون ها که تحت عنوان مشت پیمایی از آن یاد می شود و بالا رفتن این موجودات از درختان، انگشتان آنها شکلی خمیده داشت و رأس شان نیز فاقد استخوان های پهن بود.

همه  این خصوصیات روی هم رفته دستی را می سازند که برای قلاب کردن به سطوح و اشیاء افقی (شاخه درختان) ایده آل است و به سادگی می تواند چوب و اشیاء دیگر را رها کندو در زمان خم شدن یا نیشگون گرفتن هم قدرت و دقت پایینی دارد.

اما دستان ما در مقایسه با دستان میمون ها با ضعف قابل توجه شان در گرفتن اشیاء و پنجه فاقد دقت شان، انگشتان کوتاه تری داشته و کف دستان مان نیز کوچک تر است.

hands

راس انگشتان انسان دارای استخوان های پشتیبانی کننده بسیار قوی است که علاوه بر پهنا، حساسیت بالایی نیز دارند و لایه ای از چربی سطح رویشان را پوشانده که برای استفاده روی سطوح ناهموار بسیار مناسب هستند.

کف دست انسان نیز لایه ای از چربی دارد که قسمتی از آن، حفاظت اضافی را برای این اندام فراهم می کند و بخشی نیز گرفتن اشیاء را برای دست ساده می کند.

پایه شست و انگشت های دوم و سوم همگی برای تحمل فشارهای بیشتر، ساختاری تقویت شده و محکم دارند و در حقیقت، شست سه ماهیچه متصل به هم دارد که در شامپانزه ها وجود ندارند و در کنار یکدیگر (البته همراه با برخی تفاوت ها و اصلاحات اعمال شده در مفاصل) توان و قدرت آن را به میزان قابل توجهی بالا می برند.

left-hand-outstretched

پژوهشگران برای توجیه تغییرات به وجود آمده در شکل کلی دست انسان نظریه های گوناگونی را ارائه داده اند که براساس یکی از آنها، انسان برای ساختن ابزارهای مناسب به انگشتانی قوی تر نیاز داشته تا بهتر بتواند اجسام را در دست بگیرد و به همین دلیل آنها که دستانشان چنین خصوصیتی داشته نسبت به دیگران از نوعی برتری برخوردار بودند.

کاربرد ابزارهای سنگی به حدود 3.4 میلیون سال قبل باز می گردد و حدودا 1.7 میلیون سال پیش ابزارهای بهتری از جمله تبر و ساطور ساخته شد. در حدود یک میلیون سال بعد یا کمی بیشتر، ابزارها باز هم بهبود پیدا کردند و در عین حال، دستان انسان نیز به شکل مدرن امروزی اش درآمد؛ چون برای ساختن هرچه بهتر ابزارها و استفاده از آنها به قدرت بالای دست و مهارت و چالاکی آن نیاز است، دست انسان نیز بر همین اساس تکامل پیدا کرد.

براساس نظریه مشابه دیگر، دستان انسان براساس مزایایی که پرتاب کردن اشیاء برایش داشته است تکامل پیدا کرده اند. دانشمندان در توضیح این تئوری به این حقیقت اشاره کرده اند که دو نوع حرکت برای گرفتن اشیاء وجود دارد: نخست حرکتی که در آن انسان با دقت شی را در دست می گیرد و دیگری گرفتن اشیاء با قدرت.

Hands_in_a_fist

بهترین مثال برای گرفتن اشیاء با دقت، نگه داشتن توپ بیسبال در دست است و در عوض بهترین نمونه برای نگه داشتن قدرتی اشیاء نیز در دست گرفتن یک تبر و استفاده از آن است.

براساس استدلال ارائه شده از سوی طرفداران این نظریه، انسان اولیه بدون در اختیار داشتن شستی بلند که قابلیت برخورد با سر انگشتان همان دست را هم داشته باشد و همچنین بدون کنترل دقیق سرانگشتان نمی توانست با دقت و قدرت اجسام را پرتاب کند.

از طرف دیگر، اگر شست انسان قابلیت برخورد با راس انگشتان دیگرش را نداشت و انگشتان آن فاقد ماهیچه های قدرتمند بودند و یا کف دست، چربی لازم را نداشت تبر به راحتی از دست انسان سر می خورد.

اما نظریه سومی که اهمیت آن کمتر از دو مورد ذکر شده در بالا نیست هر دو فرضیه ذکر شده در بالا را در تکامل دست انسان موثر می داند اما یادآور می شود که هیچکدام از این نظریه ها توضیح نمی دهند که چرا دستان انسان شکل امروزی اش را دارد.

طرفداران این نظریه که مدعی هستند به درک درستی از هندسه دست انسان رسیده اند، اظهار می کنند که دست بشر امروزی تنها در صورتی به یک سلاح قدرتمند بدل می شوند که آن را به شکل مشت درآورید.

آنها همچنین فاکتورهای مختلفی را در توجیه این مساله یادآور می شوند: (1) شامپانزه ها نمی توانند دست خود را به صورت کامل مشت کنند؛ (2) مشت انسان به خاطر کوچک بودنش می تواند نیروی بیشتری را به هدف وارد کند؛ (3) و سوم اینکه شیوه کنار هم قرار گرفتن استخوان های دست زمانی که به شکل مشت شده قرار دارند، به گونه ایست که می تواند نیروی بیشتری را به قربانی وارد کند.

و البته در پایان باید یادآور شویم که همین «دقت کنار هم قرار گرفتن استخوان هاست» که پژوهشگران را در اثبات استدلال هایشان یاری می دهد. زمانی که دست انسان به صورت مشت در می آید، هیچگونه فضای خالی بین آنها وجود ندارد و این نیز به خاطر اندازه دقیق طول انگشتان است. علاوه بر این، نقش حمایت گر و پشتیبانِ شست نیز از دو مساله نشات می گیرد؛ نخست اندزه مناسب آن و دیگر محل دقیق قرار گیری اش در دست.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
مجموع نظرات ثبت شده (15 مورد)
  • دکتر بهنام
    دکتر بهنام | ۱ مرداد ۱۳۹۴

    من که به نظریه تکامل اعتقادی ندارم و معتقدم از همون اول همینگونه بوده دست انسان. وگرنه الان بایستی همه موجوداات عالم انسان بودن!!! اونم از نوع آرنولدش

  • [ ]
    [ ] | ۳۱ تیر ۱۳۹۴

    مطلب بسیار مفیدی بود
    ممنون
    وجود این جور مطالب علمی در هر زمینه اعم از تکنولوژی،هم باعث تنوع در سایت میشه و خواننده به رشد فکری میرسه

  • رامین
    رامین | ۳۱ تیر ۱۳۹۴

    این مطلب چ ربطی به اخبار دنیای دیجیتال داشت اون وقت؟ ما میایم اینحا اخبار دنیای دیجیتالو پیگیری کنیم!

  • سروش
    سروش | ۳۱ تیر ۱۳۹۴

    چرا خود دست راست و بازوی راست بزرگتره و سازگاری بیشتری با رویا پردازی در مغز داره؟ :))

  • Yas
    Yas | ۳۰ تیر ۱۳۹۴

    چقدر حساب کتاب داشتو ما نمیدونستیم

  • kamyab98
    kamyab98 | ۳۰ تیر ۱۳۹۴

    چه کرده فرگشت!

    • Siamak Gol
      Siamak Gol | ۳۰ تیر ۱۳۹۴

      واقعا خیلی عجیبه!
      تکامل ........
      ولی هیچوقت نتونستم عوامل محیطی رو تو فرگشت درک کنم... مثلا اگه دی ان ای تغییر کنه تو تولید مثل یا امواج و غیره.. یه قسمت از بدن تغییر کنه.. این قابلِ درکه...
      اما مثلا اگه هر روز هزار بار از هزار پله برم بالا و ده نسلِ بعد از من این کار رو بکنه و مثلا پاهای قویی داشته باشیم..چطور دی ان ای تغییر میکنه؟
      بازم نسلِ یازدهمی اگه از پله نره بالا بازم برمیگرده حالتِ اول... آخه دی ان ای رو که تغییر نمیده...! . اینو نمیتونم درک کنم...

      • فرگشتر
        فرگشتر | ۳۰ تیر ۱۳۹۴

        این با انتخاب طبیعی توجیه می‌شه.
        https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8_%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C
        توی این مثالی که زدی، مثلا به مرور نسلی که پاهای قوی‌تری داشته به دلیل سازگاری با محیط تونسته بقای خودشو حفظ کنه در مقایسه با گونه‌هایی که نتونسته.

      • مانا
        مانا | ۳۰ تیر ۱۳۹۴

        خیلی سادست: فکر کن بالای پله خوراک و نیازهای زنده بودن قرار داره و تنها کسانی که زودتر به آن برسن میتونن ازش استفاده کنن! در این حالت چند انسان هر روز این هزاران پله رو بالا میرن تا غذا بخورن. حالا یکی از نسلهای بعدی یکی از انسانها دارای یک جهش در قدرت پامیشود در این حالت او زودتر از بقیه به بالای پله ها میرسد. این کار باعث میشود بیشتر از همه غذا بخورد و دیگر انسانهایی که این تواننایی را ندارن یا کم غذا میخورن و یا از گرسنگی میمیرن پس تا اینجا نسلهای آینده با احتمال بیشتری دارای این جهش هستند چون دیگران ناتوان شدن یا میمیرن. در دنیای واقعی این توانایی برای زندگی بهتر معمولا عمر بیشتر و تولیدمثل بیشتر رو به همراه داره که باز باعث میشه این ژن خاص به نسل بعد منقل بشه و تغییر شکل جمعیت آینده رو در پی داشته باشه. در طی میلیونها سال همین تغییرهای کوچک یه موجود جدید نسبت به نمونه اولیه رو میسازه.

        • مانا
          مانا | ۳۰ تیر ۱۳۹۴

          البته ناگفته هم نماند که جهشها کاملا بی هدف هست توانایی زنده ماندن و تولیدمثل در نتیجه آن در دنیای واقعی هست که بهش انتخاب طبیعی میگویند. بیشتر جهشها کاملا فاجعه بارند و باعث مرگ زودهنگام میشوند اما تعداد کمی از آنها اگر باعث بشه با محیط بهتر سازگاری پیدا شود و زندگی طولانی با تولید مثل بیشتر ایجاد کند آن جهش مفید خواهد بود.

      • محمد مهدي
        محمد مهدي | ۳۰ تیر ۱۳۹۴

        در طي نسل ها اگر كسي كه مي تونه از پله ها بهتر بالا بره مثلا پاهاي قوي تري داشته باشه نسبت به بقيه مزيت داشته باشي يعني بالا رفتن از پله براش مزيت باشه شانس بقاي اون فرد و ادامه ي نسل اون و انتقال ژنوم اون به نسل هاي بعدي و به همين ترتيب بيش تر خواهد بود يعني ممكنه هزار يا ده هزار سال بعد اين نسل اون فرد باشن كه بيش تر يك جمعيت رو تشكيل مي دن

        • Siamak Gol
          Siamak Gol | ۳۰ تیر ۱۳۹۴

          آها.. اون آره.. درسته.. از اون نظر بله..
          اما پله مثالِ کلی نبود.. منظورم یه عملِ ساده بود.. یه عملِ خیلی ساده مثلِ‌ پله تایین کننده ی بقای نسل نیست!! مثلا یک عملِ ساده.. مثلا بند انگشت..
          اون بقای نسل خیلی بحثِ بزرگیه.. من منظورم تکامل تو‌ عواملِ جزئیه...

          • 7.62mm
            7.62mm | ۳۱ تیر ۱۳۹۴

            اتفاقا یه عمل ساده مثل پله و بند انگشت تعیین کننده ی بقای نسل خواهد بود، در شرایط خودش.
            در مورد مثال پله جامعه ای از انسانها رو در نظر بگیر که در سرزمینی کوهپایه ای زندگی میکنن و در هنگام خطر و انجام کار روزمره توانایی بالا رفتن از شیب نقش کلیدی در بقاشون داره، مشخصه که افراد با پاهای قویتر بیشتر شانس بیشتری برای زندگی و تولید مثل دارن و پس از مثلا یک میلیون سال ژن غالب افراد اون سرزمین دارای پاهای قوی خواهد بود.

          • 7.62mm
            7.62mm | ۳۱ تیر ۱۳۹۴

            در مورد بقیه اعضا هم به همین منوال، مثلا انسانهایی توانستند در محیط خطرناک طبیعت زنده بمونند که انگشت هاشون برای پرتاب سنگ و گرفتن چوب و تبر مناسب تر بود. بنابراین ژن انسانهای دارای شست و انگشتهای قویتر بیشتر تولید مثل کرد و ضعیف تر ها حذف شدند.

  • Great M
    Great M | ۳۰ تیر ۱۳۹۴

    خوشمان آمد!

نمایش سایر نظرات و دیدگاه‌ها
مطالب پیشنهادی