فلش بک: نگاهی به بازی Return to Castle Wolfenstein
یادش بخیر؛ سال ها پیش، دنیا برای همه ی ما رنگ و بوی دیگری داشت. آن موقع ها، دل مشغولی هایمان کمتر بود و می توانستیم ساعت ها پای کنسول هایمان بشینیم و در دنیای ...
یادش بخیر؛ سال ها پیش، دنیا برای همه ی ما رنگ و بوی دیگری داشت. آن موقع ها، دل مشغولی هایمان کمتر بود و می توانستیم ساعت ها پای کنسول هایمان بشینیم و در دنیای رنگارنگ بازی های مختلف غرق شویم. بازی هایی که گاه خنده دار بودند و گاه اشک را از چشمانمان سرازیر می کردند.
گاه چنان لذتبخش بودند که تا تمام اش نمی کردیم، از جای خود تکان نمی خوردیم و گاه چنان سخت و آزار دهنده که بعد از چند دقیقه کنارش می گذاشتیم. دنیای کوچک صفحه ی تلویزیون، مرز بین واقعیت و تخیل را می شکست و همه چیز را تحت تاثیر قرار می داد.
مهم نیست امروز طرفدار چه بازی هایی هستیم و چه کنسولی داریم؛ مهم این است که در سالیان دور، بازی ها دور از تمام حواشی و به سادگی هرچه تمام تر، به دنیای کوچک و محدود ما، زیبایی و رنگ طراوت می بخشیدند. بیایید چند لحظه همه چیز را کنار بگذاریم و به آن روزها بیندیشیم.
سرنوشت سری Wolfenstein در دستان استودیوهای بسیاری بود. از نسخه های دو بعدی که Muse Software آن ها را ساخته بود گرفته تا نسخه Wolfenstein 3D که انقلابی به پا کرد و بعدها منجر به ساخت DOOM شد. اما حالا سری ولفنشتاین یک مالک دارد به نام Bethesda Games و وظیفه ساخت عناوین این سری را به استودیوی سوئدی MachineGames سپرده است.
سال گذشته جدیدترین بازی این سری تحت عنوان The New Order ساخته شد و توانست نظرات مثبت بسیاری را در پی داشته باشد و بازی سرگرم کننده ای جلوه کند. موفقیت بازی در حدی بود که این استودیو چند ماه بعد بسته ای متفاوت برای بازی اش توسعه داد که به نوعی یادآور خاطرات Return to Castle WOlfenstein یا بازگشت به قلعه ولفنشتاین بود.
در ادامه ی مطلب با دیجیاتو و فلش بک همراه باشید تا نگاهی داشته باشیم بر بازی قدیمی هفته.

داستان از جایی شروع می شود که مامور بلازکوویچ به همراه یکی دیگر از جاسوسان پر دل و جرات نیروهای متفقین در دام اسارت می افتند. بلازکوویچ با هوش و ذکاوتی که به خرج می دهد، موفق به فرار از سلول خود می شود اما مامور دیگر، زیر شکنجه نازی ها جان می دهد.
فرار از قلعه ولفنشتاین چند مرحله ابتدایی بازی را تشکیل می دهد و از آن پس داستان در مناطق مختلفی که آلمان ها ریشه کرده اند ادامه می یابد. هدف بلازکوویچ پی بردن به پروژه های مخفیانه ای است که هیتلر و هم پیمانان اش در حال انجام آن ها هستند.
با پیشروی در بازی به این نکته پی می بردیم که افسران عالی رتبه نازی افکار شومی در سر دارند و اگر پروژه های شان به ثمر برسد، تمام دنیا تحت تاثیر آن قرار خواهند گرفت. بیدار کردن نیروی مردگان و بهره گیری از علوم روز برای ساخت سربازانی با فرای قدرت انسانی بلازکوویچ را شوکه می کند.
پس از طی چند مرحله ساده و فرار از قلعه، وارد دهکده و سپس معابد زیر زمینی می شوید، جایی که واقعا ترس را از عمق استخوان خود حس می کنید. اگر در سنین پایین این بازی را تجربه کرده باشید قطعا اولین مواجهه خود با اسکلت های متحرک را از یاد نبرده اید؛ چه کابوس وحشتناکی بود.
از شر اسکلت ها و نیروهای نامیرا که خلاص می شدید به مراحلی می رسیدید که دانشمندان نازی کابوس تان می شدند. ساخت ابرسربازهای غول پیکر با محافظ های آهنین و جهنده های بی مروتی که از چپ و راست به شما حمله می کردند تجربه ی وحشتناک، دلهره آور و البته جذاب و دوست داشتنی Return to Castle Wolfenstein را شکل می داد.

اگرچه درون بازی، یک مالتی پلیر ساده در نظر گرفته شده بود اما تا زمانی که Wolfenstein: Enemy Territory عرضه نشده بود، هیچ کس بخش آنلاین ولفنشتاین را جدی نگرفت و همه سرگرم کشتن ابرسربازهای سخت جان داستان بودند و امیدوار بودند که همانند Wolf 3D، بالاخره در مرحله آخر بتوانند هیتلر را هم سلاخی کنند.
Enemy Territory تجربه ای تیمی بود که نزدیکی اش به مالتی پلیرهای امروزی را می توان حس کرد. Splash Damage در آن دوران توانست به کمک استودیوهای سازنده RTCW بیاید و دستی به سر و روی تجربه چند نفره ی بازی بکشد.
جالب است بدانید عناوینی که پیرامون جنگ جهانی ساخته می شوند و آلمان های نازی را شیطان صفت به تصویر می کشند هنوز هم در آلمان ممنوع هستند و هیچ فروشگاه مجازی و فیزیکی قادر به فروش این بازی ها به مردم آلمان نیست. آلمان ها می خواهند نسل های بعدی خاطرات زیادی از گذشته نداشته باشند.
Return to Castle Wolfenstein اواخر سال 2001 روی سیستم عامل ویندوز منتشر شد و توانست نظرات بسیاری را به خود جلب کند. طی یکی-دو سال بعد، توسعه دهندگان آن را به لینوکس، مک و کنسول های آن دوران (پلی استیشن 2 و اکس باکس) آوردند تا هیچکس از این تجربه هولناک عقب نماند.
اگر فکر می کنید بازی های شوتر مثل Return to Castle Wolfenstein دیگر قدیمی شده اند و مناسب سلیقه گیمینگ امروزی شما نیستند سخت در اشتباهید. بازگشت به قلعه ولفنشتاین به قدری مستحکم، چالش برانگیز و جذاب طراحی شده که حتی پس از گذر 14 سال، تجربه آن دلنشین و دوست داشتنی است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.


نه...!
نسخه دوبلشو داشتم مال نوین پندار بود...مرحله دخمه...واقعا ترسناک نه وحشتناک بود...مرحله آخر هنریک باس نهایی بازی...
به جرات میگن این بازی و هیلو بیاد موندنی ترین شوتر های تاریخ هستند...
...
هرکی ادعای گیمر بودن داره باید بازگشت به قلعه گرگ ها رو بازی کرده باشه...
...
ممنون از نقد...!
اينو اومد بازي كردم. چون ولف تري دي بازي كرده بودم ميخواستم ببينم آي دي سافتور چي كار كرده. فوق العاده بود.
آقا واقعا دمت گرم خاطراتو زنده کردی واقعا یادش بخیر او زمان check point نبود می زدی راحت سیو می کردی هر وقتم خواستی بی می گشتی یا با غذا heal می شدی :D
حالا داستانو نوشتی 4 تا چیز فهمیدیم او زمان نمی فهمیدیم فقط رد می کردیم مراحلو یادش بخیر واقعا ممنون
وااای دیجی حس نوستالمو بیدار کردی XD
جزو اولین بازیام بود
فک کنم 12 سالم بود اون موقع واقعا بازیه پر هیجانی بود و ترسناک
سی دی بازیو گم کرده بودم دوباره از یکی از رفیقام گرفتم بازیو الان دارمش D:
من نسخه دوبلشو بازی کرده بودم ......خیلییییی خوب بود یادش بخیر
دوبلش معرکست همه چیزشو دوبله کردن نمیدونم چرا این بازی دوبله نباشه من بازی نمیکنم
واقعا این بازی فوق العاده مخوف و جذاب بود و اولین تجربه ای بود که برام مثل رزیدنت اویل4 خاطره انگیز بود...واقعا این فلش بک شما باعث شد برگردم دوباره بازیش کنم اکه یادی از گذشته ها بشه و بازم همون حس تلخ و شیرین رو حس کنم...
ینی مثه سسس..گ میترسیدم مخصوصا از اسکلت آتیشیا!! ولی بازم بازی میکردم
اون غول اخرش رو چطور باید میکشتیم؟
یادش بخیر
برای غول اخرش باید کلی مهمات داشت.
قلقش این بود که نباید یجا وامیستادی.
با کلید چپ و راست کیبرد باید مدام دور زمین بچرخی و با موس هدف بگیری و شلیک کنی.
خیلی دوس دارم دوباره بازیش کنم ولی شدید استرس میگیرم و نمیتونم.
بعد از مثلا ساعتها بازی کردن و موفق به کشتنش نمیشدم ، در نهایت یه باگ پیدا کرده بودم ازش ، با اون شگرد میزدمش کلی عشق میکردم :-)) یادش بخیر . ی بازی خاص بود
لطفا به بازی GTA VICE CITY فلش بک بزنید.
از بازی های خوب همزمان اون بنظر من:
Project I.G.I
Command & Conquer: Renegade
Resident Evil 2 & 3
دروود.
اين بازي يكي از بهترين بازي هاي عمرم هستش.
اين بازي جو سنگين و تاريكي داره. اين جو تاريك از همون انيميشن اول بازي و موزيك بازي مشخص هستش.
موزيك و گيم پلي فوق العاده اي داره و براي زمان خودش شاهكار هستش.
عنوان هاي بعدي اين بازي ديگه نتونست اون جو تاريك بازي رو حفظ كنه و اين به نظرم يكي از نقاط ضعفش هست
کاملاً موافقم و عالی بود
بخصوص Catacombs
و به نظرم اين عنوان واقعا ارزش داره كه دوباره Remaster بشه.
اولین بازی که روی کامپیوترم بازی کردم یادش بخیر
من هم جديد شو گرفت بعد يكي دو مرحله بيخيالش شدم. بي خود كلي جادو و جنبل اضافه كرده. داستانش هم ريتم مناسب بازي نداره. در كل خيلي بد بود، خيلي.